گوشه ای از درد دل های ، فعال سازمان یاری کورد در داخل کشور و یار دلسوز یارسانی ( منوچهر پیرمرادی ) که به اجبار مجبور به ترک خانه و خاک مادری خود شده است ؛

گوشه ای از درد دل های ، فعال سازمان  یاری کورد در داخل کشور و یار دلسوز یارسانی (  منوچهر پیرمرادی ) که به اجبار مجبور به ترک خانه و خاک مادری خود شده است ؛
من منوچهر پیرمرادی یک یارسانی هستم و میخواهم مشکلاتی را که بنده به عنوان یک یارسانی از زمان دبیرستان تا حالا که در یک کشور دیگر پناهنده شدم را بیان کنم.
البته مشکلاتی که بنده در طول این سالها داشتم در یک مقاله ی کوتاه نمیگنجد اما به خاطر اینکه نمیخواهم باعث خستگی خواننده شوم به صورت خلاصه گوشه هایی از آن را اعلام میکنم اما مسلما خواندنش بیانگر مشکلات موجود پیش روی مردم شریف و نجیب یارسان در ایران میباشد.
در زمان دبیرستان که سیبیلهایم نمایان شده بود از همکلایسهایم گرفته تا معلمها میگفتند که شبیه شیطان پرستها سیبیل گذاشته ای نکنه که تو هم یکی از آنهایی؟و من چون نمیدانستم منظور آنها چیست با غرور میگفتم که نه من اهل حق و یارسانیم و آنها با تمسخر به من میگفتند که شیطان پرستی.
در بهترین دوران زندگی و جوانیم روحم چنان آزرده شد که تصمیم گرفتم که دیگر در این باره با کسی حرفی نزنم و اگر کسی پرسید که چرا سیبیلهایت را کوتاه نمیکنی بگویم چون به صورتم می آید و دوست دارم.
بارها و بارها در کوچه و مدرسه دوستان و همکلاسیهایم از من میپرسیدند که چطور نذری را که سیدتان آب دهانش را در آن می ریزد میخورید و من هزاران بار آن را انکار میکردم و توضیح میدادم که اینگونه نیست،اما دیوار تعصب مانع از پذیرش حقیقت از طرف آنها میشد.
به خاطر دارم که در دوران دبیرستان در مسابقات تاتر مدارس استان به عنوان نفر ممتاز انتخاب شدم و از طرف صدا و سیمای استان کرمانشاه دعوت به همکاری شدم و زمانی که مراجعه کردم ابتدا با بازی کردن یک سکانس از یک نمایش از من تست گرفتند وبعد از قبولی از طرف داوران فرمی به من دادند که پر کنم و ببرم پیش رئیس برای مصاحبه، که بعد از تکمیل فرم که در آن دین هم ذکر شده بود و من آن را یارسان نوشته بودم پیش رئیس رفتم و بعد از چندین سوال ازم پرسید شیعه هستی یا سنی که منم گفتم هیچکدام من یارسانی هستم و به محض شنیدن این کلمه رنگش عوض شد و با لحن توهین آمیز مرا از اتاق بیرون کرد و فرمم را پاره کرد.بعد از گرفتن دیپلم برای آزمون دانشکده افسری ارتش امتحان دادم و قبول شدم و متاسفانه این بار نیز به خاطر دین از پذیرش بنده سر باز زدند که همین مسائل باعث شد که ادامه ی تحصیل ندهم چون با این اوضاع آینده ای نداشتم.و به خدمت سربازی رفتم که در طول بیست و یک ماه خدمت در سپاه پاسداران بارها به دلیل نخواندن نماز،نرفتن به مسجد،نگرفتن روزه و شرکت نکردن در کلاسهای قرآن مورد تنبیه وتوهین وبازداشت قرار گرفتم.
بعد از خدمت سربازی به شهر ساوه رفتم وهشت سال آنجا زندگی کردم ولی متاسفانه در هر شرکتی که مشغول به کار میشدم بعد از مدتی که به یارسانی بودنم پی میبردند بدون هیچ دلیلی از کار اخراج میشدم و باید مدتی دنبال کار میگشتم و این داستان برایم مجددا اتفاق می افتاد به نحوی که به خاطر این تحقیر و توهینها مجبور به مهاجرت به کرج شدم و نه سال نیز آنجا بودم که متاسفانه نه تنها بهبودی در وضعیتم ایجاد نشد بلکه بیشتر از قبل تحت فشار قرار میگرفتم و غیر از محل کار در محل زندگی نیز با مشکلات عدیده ای مواجه بودم به صورتی که به محض پی بردن همسایه ها به یارسانی بودنمان رفتارشان عوض میشد و با ما معاشرت نمیکردند و حتی از بازی کردن بچه هایشان به بچه ی من جلوگیری میکردند و ما را کافر و نجس خطاب میکردند و بارها خود و خانواده ام را مورد آزار و توهین وتمسخر قرار میدادند.
من در این سالها یاد گرفتم که سکوت در برابر توهینها و تبعیضها کار اشتباهی است و باید از دین و آیینم دفاع کنم چون در هر دو صورت سکوت و دفاع،مورد هجمه ی تبعیض و توهین قرار میگرفتم ، پس بهتر آن بود که حرفهایم را بزنم تا مبادا فکر کنند ما از آیینی پیرووی میکنیم که حرفی برای گفتن و یا چیزی برای دفاع ندارد همین امر باعث شد تا در طول هجده سال سابقه کاریم غریب به بیست بار شغلم را از دست بدهم و مجدد در محلی دیگر مشغول به کار شوم که همین ناملایمتیها باعث شد تا زندگیم به خطر بیفتد.
اینها گوشه ای از ناملایمات دولت جمهوری اسلامی ایران در مقابل مردم یارسان میباشد که در طول چهل سال حکومتشان هیچ یارسانی نمیتواند در دستگاهای دولتی مشغول به کار شود و یا در مجلس نماینده ای داشته باشند.و هیچ یک از دولتمردانی که روی کار آمده اند گوشه ی چشمی به مردم یارسان نداشته اند در حالی که در طول هشت سال جنگ با عراق پا به پای بقیه از کشور دفاع کردیم و هزاران شهید و جانباز تقدیم انقلابشان کردیم.
این برگی از دفتر مشکلاتی بود که بنده به عنوان یک یارسانی با آن روبر بودم.
به امید فردایی بدون تبعیض نژادی،قومیتی و عقیدتی در تمام دنیا به ویژه ایران.

هو اول آخر یار

منوچهر پیرمرادی عضو کمیتەی آلمان اتحاد انقلابیون کوردستان و سازمان یاری کورد

Likes(6)Dislikes(2)

Leave a reply

Din e-postadresse vil ikke bli publisert. Obligatoriske felt er merket med *

زۆرترین خۆێندراوە

یاری کورد شبکه های اجتماعی

یو تیوب یاری کو رد

Shares
Share This