از روزگار کودکی برخی مسائل و حوادث،مدت زیادی در ذهن و دل آدمی جا خوش می کنند…بچه که بودیم گاه اشخاصی با سیمایی نامتعارف پا به روستا می گذاشتند و برای ما مسئله می شدند!یادم هست وقتی کردان پیرو آیین یارسان(با عناوین گوناگونی چون اهل حق،قلخانی،طایفه یا گوران) با آن سبیلهای ویژه به روستا می آمدند،بزرگتران و مخصوصاً زنان رفتار ویژه ای نشان می دانند:آنان را نجس می دانستند و معتقد بودند ظرفی را که فردی قلخانی در آن آب یا غذا می خورد یا باید دور انداخت و یا باید با آداب مخصوص شرعی آن را تطهیر یا اصطلاحاً گِل آب کرد و بدین گونه طهارت بشری این بخش از ملت کُرد،قربانی یک فرهنگ غلط برآمده از تعصّبات مذهبی می گشت!
گر چه بنده از باب التزام به دیانت،مراعات تفاوتهای دینی و از جمله شرایط شرعی ذبح و نکاح را لازم می دانم و معتقدم پیروان ادیان گوناگون باید تعاملات مبتنی بر این گوناگونی را به رسمیت بشناسند و مشروط کردن مناسبات اجتماعی به حذف خصوصیتهای فرهنگی/دینی،توقعی ناسنجیده و زمینه ساز تنش و تنافر است،اما بازنگری در آداب تعامل و احراز اصالت رفتارهایی از نوع فوق را نیز لازم می بینم؛چندی پیش که مشغول مطالعه شرح امام ابوزکریا نَوَوی،فقیه متبحّر شافعی،بر صحیح امام مسلم نیشابوری بودم و وارد بحث طهارت یا نجاست انسان شدم،دریافتم که حتّی کفار و مشرکان نیز در نگاه فقهی طاهر محسوب می شوند و پلیدی نسبت داده شده به کفار و مشرکان،بار معنایی معنوی دارد و به باور و نگرش آنان بر می گردد نه به جسم و تَن آنان:«أما الکافر فحکمه فی الطهارة و النجاسة،حکم المسلم؛هذا مذهبنا و مذهبنا الجماهیر من السلف و الخلف؛و أما قول الله عز و جل:«إنما المشرکون نجس»فالمراد نجاسة الإعتقاد و الإستقذار و لیس المراد أن أعضاءه نجسة کنجاسة البول و الغائط و نحوهما؛فإذا ثبتت طهارة الآدمی مسلماً کان أو کافراً فعرقه و لعابه و دمعه طاهرات سواء کان محدثاً أو جنباً أو حائضاً أو نفساء؛و هذا کله بإجماع المسلمین…»(ج4/ص66)یعنی:«کافر نیز در طهارت و نجاست با مسلمان یکسان است؛این مذهب ما شافعیان و مذهب جمهور فقهای قدیم و جدید است؛اما مقصود فرموده الهی در باب نجاست مشرکان،به پلیدی و نفرت انگیزی باور و فکرشان بر می گردد و بدین معنا نیست که جسم و اندامهای آنان مانند ادرار و مدفوع و مواد مشابه،نجس است؛حال که آدمی صرف نظر از کافر یا مسلمان بودنش،پاک و طاهر است،پس عرق و لُعاب دهان و اشک او نیز،اعم از این که فرد شرایط نماز را داشته یا نداشته باشد، پاک و طاهر است و این حکم،مورد اجماع تمام مسلمانان است».
چنان که دیده می شود، گاه فاصله دین رایج با دین حقیقی،چنان زیاد است که حتی به مرحله تعارض و تضاد نیز می رسد و لذا نباید عجولانه فرهنگ دینی رایج و رفتارهای دینداران را لزوماً مطابق با دین دانست؛نکته دیگر، که نکته ای پرسیدنی است،این که با این اندازه تأکید شخص نامداری امام نووی بر طهارت آدمی و ارجاع آن به اجماع فقهای مسلمان،بحث نجاست کُردان یارسانی از کجا و چگونه به میان کُردان شافعی نفوذ کرده است که حتی امروزه نیز،گهگاه در رفتار برخی مردم اورامانات دیده و شنیده می شود؟!

جەلیل بارامی

Likes(0)Dislikes(0)