بارها از خود می پرسم چرا این همه حساسیت در باره ی کورد وجود دارد؟ و چون بیگانه به انها می نگرند.انهم در سرزمین مادری وماوای اصلی خود!

درنگاهی به اوضاع اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی کردستان پس از اسلام تا قرن 19م. روشن می شودکه کردها از توان و استعداد لازم برای برپایی و نگهداری حکومت برخود، بهره مند بوده اند. سلطان صلاح الدین ایوبی بارز ترین چهره ی ساسی و نظامی تاریخ بعد از اسلام، کورد بود. ولی بیشتر حکومت های کرد، منطقه ای و محلی بودند. در ادوار گذشته سیستم حکومت های منطقه ای با ضرورت های جغرافیایی و سیاسی مناطق کرد نشین هم خوانی داشت. کردها تا چند دهه پیش از تشکیل دولت مدرن در خاورمیانه ، در درون دولت های فرا منطقه ای ایروان و عثمانی دارای حکومت های محلی با اختیارات کامل بودند
 به استناد شواهد تاریخی، تهاجم و سلطه جویی بر دیگران و ایجاد امپراطوری، درون مایه فرهنگ سیاسی قبایل افزون خواه آسیایی بود ، اما به نظر می رسدکه این ویژگی در میان کردها بر جسته نبوده است ، کردها در تاریخ بس کهن خود، بر حفظ سرزمین نیاکان خویش تکیه کرده اند و برای سهولت ارتباط و برقراری امنیت ، در بیش تر موارد با حکومت های محلی همسایه و پادشاهی های فرا منطقه ای همکاری نموده اند، ولی هیچ گاه برای تشکیل حکومتی واحد یا مرکب از حکومت های منطقه ای کرد، اقدام نکرده اند. بدین سبب  میتوان کرد ها را در ادوار گذشته در ردیف جوامع قطاعی قرار داد که از یک قدرت سیاسی مرکزی بی بهره بوده اند.
کردها با وجود کثرت جمعیت ، استعداد ایجاد حکومت، توان رزمی کم نظیر، شجاعت بی مانند، آشنایی تاریخی با امراطوری های بزرگ و تجارب جنگی فراوان، در صدد گسترش قلمرو خود و «جان گشایی» و یا تشکیل امراطوری نبوده اند، بلکه به حکومت های محدود بسنده کرده اند.
هر حکومت سنتی و محلی کرد، منطقه مشخصی را زیر فرمان داشت که همواره شامل مجموعه یی از عشایر رمه گردان و گروه زیادی از مردم شهری و روستایی غیر عشیره یی می شد. هم زیستی حکومت های سنتی کرد در کنار هم ، ناشی از توازن قدرت و ضرورت بقای آن ها بود. زد و خورد متداول بین عشایر با وساطت و دخالت حکومت محلی ، اغلب با مشورت و رهنمود توسط ریش سفیدان دیوان، برطرف می شد
از قرن دهم تا آغاز قرن شانزدهم میلادی شمار اُممرای کُرد در طی 700 سال، قریب 300 نفر ذکر شده است. پس از آن نیز که کردستان بین ایران و عثمانی تقسیم شد- تا اواسط قرن نوزدهم، حکومت های محلی کرد پای بر جا بودند. بدین ترتیب کُردها بعد از فروپاشی دولت ساسانی به مدت بیش از یک هزارسال، دارای حکومت های منطقه ای نیمه مستقل و مستقل بودند.
امّا با توجه به محدودیت جنگ ابزار در آن زمان و امکان دستیابی بسیاری از اُمرای کُرد به جنگ ابزارهای متعارف، عدم تشکیل حکومتی فراگیر، توسط کُردها پیش از تقسیم کُردستان (در جنگ شاه اسماعیل و سلطان سلیم عثمانی)، جای تأمل دارد و می تواند به صورت موضوع بازنگری در روانشناسی سیاسی کُردها ورد مطالعه قرار گیرد، به ویژه آن که در همین مدت ، لااقل 10 حکومت بزرگ دراین بخش از جهان از ترک تبارها چون : غزنویان ، سلجوقیان، خوارزمشاهیان ، مغولان ، تیموریان، ترکمانان ( قره قوینلو و آق قوینلو)، صفویان، قاجاریان و عثمانی پدید آمدند.
اُمرا و بنیان گداران پادشاهی های  فرامنطقه ای از جمله غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان، ترکمانان، صفویان، قاجاریان و عثمانی در آغاز کار به همان جنگ ابزاری دسترسی داشتند که کُردها نیز می توانستند به آن دسترسی داشته باشند.
در مورد سلسله ایوبی میتوان گفت ، آنان نه در کردستان وایران ، بلکه در مصر ، یمن، و شام (سوریه وفلسطین ) خود را نشان دادند. تنها بخش کوچکی از کردستان تحت فرمان روایی این خاندان کرد، قرار داشت. در پی جویی این فراشد، نه عوامل فیزیکی ، بلکه عوامل ذهنی و فرهنگی دخالت داشته اند. همین عوامل ذهنی ، فرهنگی در هماهنگی با موقعیت جغرافیایی و ساختار اجتماعی کردستان در پیدایش حکومت های منطقه یی نقش تعیین کننده داشته اند و نشان می دهند که مردم کرد در کُل بر خلاف ترک تباران و دیگر همسایگان خود در تاریخ بلند خویش فاقد روحیه افزون طلبی و « جهان گشایی » بوده ناد.
 بدبختانه سرنوشت اسف بار مردم کرد در خاورمیانه، آموزه ی بدی از عدم انگیزه تسلط بر دیگران ارایه داده است. اسارت مردم کرد و «حکومت تحمیلی» بر آنان در خاور میانه ، ثمره شوم رواج انگیزه سلطه جویی در میان همسایگان کرد است ، اما مداحان غارتگران و افزون خواهان تاریخی ، امروز هم حق تعیین سرنوشت را منحصر به مردمی می دانند که اسلاف آنان در ادوار گذشته توان برپایی پادشاهی های بزرگ و امپراطوری های گسترده را داشته اند، شاید ازاین نظر کردها را مستحق فرمانبرداری از اخلاف آنان می دانند!

چرا کورد ها(از مردم تا احزاب) نتوانسته حق و حقوق خود رابگیرند؟

عواملي همچون نا اگاهي و عدم بلوغ سياسي و اجتماعي – عدم حمايت از سوي قدرتهاي فرامنطقه اي و خيانت و خود فروشي و وطن فروشي يكي ديگر ازعوامل بسيار مهم در عدم تحقق ارمانهاي ملت كرد و نرسيدن ملت كرد و به موازات ان احزاب كردي به هدف هاي مقدس خود دودستگي و اختلافات درون حزبي(شايد پس از ترور دكتر قاسملو و دكتر شرفكندي بزرگترين ضربه اي كه بر پيكر حزب دمكرات وارد شد همين انشعابي بود كه در حزب روي داد و نيز جدا شدن عده اي از پيشمرگه هايي كه زماني با ديگران در يك سنگر براي تحقق ارمانهاي ملت كرد مبارزه مي كردند) و برون حزبي با ديگر احزاب و نيز بروز و ايجاد شكاف و انشعاب و دور افتادن اين احزاب از يكديگر و در نهايت دور شدن از هدفي كه سالها براي رسيدن به ان مبارزه كرده اند مي باشد .هم چنين مي توان به وجود بيشمار احزاب كردي(اگر به تاريخ معاصر خاورميانه نگاهي بياندازيم مي بينيم كه از 200 سال پيش تاكنون و در 55 كشور موجود در منطقه به تعداد كردستان حزب وجود نداشته و ندارد. ) در كشوري بدون مرزهاي سياسي و در كشوري كه وجود خارجي ندارد اشاره كرد. احزابي كه هرچند همگي هدف مشتركي دارند ولي در عين حال نيز هر كدام برنامه و راه مخصوص به خود را براي رسيدن به اين هدف دارند .ايا هدف مهم تر است يا راههاي رسيدن به هدف؟
همدلي و همزباني‌ها کجاست و آيا همدلي و همزباني در میان ملت کورد بدتر از سال‌هاي گذشته نشده است،آنهايي که ادعا مي‌کنند و از حق ملت کورد دم مي‌زنند بايد بيشتر به اين مسئله توجه کنند اما متأسفانه برخي ادعاها صادقانه نيست.
اما متاسفانه روزي امده که اين حقايق زيبا ابزاري براي زمين زدن ديگران و عبور کردن از ديگران براي رسيدن به هدف شود و هدف وسيله را توجيه کند.
تا امروز کدامیک ازاحزاب ها کوتاه آمده‌اند و گروهي از گروه ديگر تعريف کرده‌اند و نظرات خود را براي کمک کردن به طرف مقابل ارائه کرده‌اند؟ به صراحت مي‌گويم اينگونه نبوده است و افراد به يکديگر افترا و تهمت و نسبت خيانت مي‌زنند و تريبون‌هاي به جان هم افتاده‌اند.
آیندگان هیچ وقت نمیتوانند ببخشند کسانی رو که نمیخواهند احزاب با هم یکی بشوند ما سر تعظيم در برابر تمام شهدا پیشمرگه و گریلا كردستان فرو مي اورم. براي ما فرقي نمي كند كه ان شهيد و پيشمرگه از شهيدان و پيشمرگه هاي دموکرات , کومله, پارتي ,اتحاديه ميهني.  يا از شهيدان گریلا . براي ما فرقي نمي كند كه ان احزاب چه اساسنامه اي دارند – به چه اعتقاد دارند و به چه اعتقاد ندارند- براي ما فرقي نمي كند كه ان حزب حزب دمكرات كردستان باشد يا كومله  یا ی پ گ و پژاك باشد يا پارتي و اتحاديه ميهني. براي ما و آیندگان فرقي نمي كند كه عبدالله اوجالان در راس قدرت ان حزب باشد يا مسعود بارزاني و جلال طالباني و يا مصطفي هجري و عبدالله حسن زاده . تنها چيزي كه براي ما و آیندگان تنها مهم بلكه شايسته تقدير است هدفي است كه اين احزاب در پيش گرفته اند – هدفي كه در بين تمامي احزاب كردي مشترك مي باشد و ان هدف چيزي نمي تواند باشد جز براورده كردن ارمانهاي ملت كرد و احقاق حقوق پايمال شده انها و بازستاندن انها که تنها راه رسیدن به این هدف بزرگ اتحاد,برادری  و راه رسیدن به هدف را یکی کنند  تا آروز های ملت کورد را به حقیقت بپیوندند
 (مجتبي فرضي (فه‌ریاد کەواڵی 
 عضو رهبری سازمان یاری کورد سوئد ٢٧.١٠.٢٠١٦
Likes(0)Dislikes(0)