ی برادرانی که مرا تجزیه طلب میخوانید؛بله من شما را برادر خطاب میکنم…ای دوستان عرب؛ترک و فارس من؛ روی صحبتم با تک تک شما است؛ میخواهم چند کلامی را دوستانه با شما درد دل کنم و مطمئنم کە این کار من، دیگر اجازه نمیخواهد و برچسب مفسد فی العرض به من زده نمیشود…بیایید نگاهی به گذشته بیأندازیم؛بیایید حوادث گذشته را هرچند گوشه ای از آن را با هم مرور کنیم ؛هیچ اتفاقی نمیافتد فقط یک مرور ساده است…آماده اید؟؟خب شروع میکنیم …من کوردم و تاریخ ملتم را بارها و بارها خوانده ام دیاکو را خوب میشناسم و همچنین کوروش شما را…حلبچه را لمس کرده ام با چهار هزار انفالش …سنندج را خوب بخاطر دارم و فرمان جهاد شمارا، وقتی قورچی واشی از روستاهای دالاهو، و تمام سیاه چادرهای مناطق دالاهوو را بمباران و گلولە باران کردید، بیاد دارم، بیاد دارم کە ١٠ تن از هم کیشان من توی نذر بدست ریش جمهور وقتتان بنی صدر شهید شدند، و چند روز بعدش هم، همین رییس جمهورتان هیلیکوپترش سقوط کرد ما بجای کشتنش، بنا بە قانونمندی کە به آن ایمان داشتیم تحویل پاسگاه دادیم، نتیجەاش آوارە شدن ١٠٠٠هزاران خانوادەی یارسانی دالاهو نیشن بە رومادیە عراق شد و.بارزانیم را خوب بخاطر دارم و دسیسه های شما را…قاسملوم را شرفکندیم را فواد مصطفی سلطانیم را و خواسته هایشان را…و امروز شنگال و کوبانیم را …گناه من چیست؟گمان میکنم که کورد بودن بزرگترین جرم دنیاست…اما چه کنم من در سرزمینی به این نام یعنی کوردستان زاده شده ام البته کوردستانی که تا امروز هیچ نام و نشانی از آن در هیچ کجا نبوده اما هنوز کوردستان است…من در دامنه ی قندیل و شاهو و دالاهو برای ملتم مبارزه میکنم(هنوز کامل نیس

برای تاریخی ک به درازای تاریخ انکار شده است اما در دل تپنده ی مادران و پدران شهیدم به گرمی استقبال میشود…آیا من تجزیه طلبم؟؟؟پس چگونه است که سرزمین من زیرپای مردان سیاست شما له شده است.؟؟؟نخیر من دست درازی به یک وجب از خاک شما نمیکنم اما…اما بدانید که من و ملتم امروز هرکدام یک قاضی؛یک قاسملو؛یک شرفکندی ؛یک فواد هستیم….و چه زیباست روزی که همه با هم با یک نفس در یک خاک چهار بار آزادی را جشن بگیریم و سرود دشمن شکن ای رقیب را سر دهیم…و من آن روز را در همین نزدیکیها احساس میکنم و با خود پیمان بسته ام ک این جشن را در حلبچه ی امروز…کوبانیم بر پا کنم

رولەی گوران
10708183_875040602508227_664112809_n

Likes(0)Dislikes(0)