جامعه یارسان تا چند دهه پیش بدلایلی از عدم شناخت حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خویش در رنج بود و در نتیجه با معظل برهان هویت گریبان گیر بود. این عدم شناخت از هویت خویش باعث سردرگمی افراد این جامعه و چشم پوشی آنان از حقوق اساسی خویش شده بود. بطوریکه دستیابی به هر کدام از حقوق اساسی خویش را یک موهبت از سوی فرهنگ حاکم در جامعه میدانستند. در جامعه ای که افراد یارسانی قانونا مورد تبعیض قرار میگیرند. مردم یارسان از اساسیترین  حقوق انسانی از جمله  آزادی دین، حق استخدام، حق تحصیلات دانشگاهی و حق كاندیداتوری  قانونا محروم میباشند. در یك جمله  جمعیت چند میلیون یارسانی  از تمامی حقوق شهروندی یك شهروند ایرانی محروم هستند  و اینکه متاسفا با وجود دهها سازمان سیاسی، مدنی و حقوق بشری کرد و ایرانی، نقض آشکار حقوق بشر جامعه یارسان ‌آنچنان باید به آن بازتاب جهانی داده نشده است.

مسئله  یارسانی  سالهاست  دغدغه  فعالان یارسانی و از آن  میان نسل جوان و تحصیل كرده بوده است. مسئله و مشکل جامعه یارسان بدلایل فلسفه  آئینی، تعلقات ملی و میهنی، بسیار پیچیده و قابل تامل است. قشر روشنفكر و جوان یارسانی ‌از نقض حقوق بشر یارسانیان در كشور ایران در رنجند. اما بدلیل نبود ارگانی با مدیریت دوراندیش و باساختاری دمکراتیک و مدرن كه تكیه گاهی برای این نیرو  در خارج و داخل کشور با گرایشات مختلف فكری  باشد، این انرژیها مورد بهره برداری قرار نگرفته است. ‌هر چند تا بحال بدلایل مختلف تشکلی واحد که دربرگیرنده نیروهای مختلف یارسانی باشد سازمان نیافته است. اما امروز با وجود دهها انجمن فرهنگی، تشکلات حقوق بشری و سیاسی، رسانه های گروهی ، جامعه یارسان در حال بازنگری و تعریفی مشخص و نوین از هویت خویش میباشد.

این فعالیتها  برای جامعه یارسان  بمثابه آزمونهایی دمکراسی بوده و موفقیتهای همراه داشته است. امروزه ما شاهد  پژواک این مبارزه حق طلبانه در داخل کشور هستیم و خوشبختانه در درونمرز جنبشی مدنی و حق طلبانه در حال شکلگیری میباشد.

اما اگرفعالین جامعه برونمرزی یارسان مایل به اجرای نقشی اساسیتر در جنبش آزادیخواهی ایران وکردستان باشند و همزمان تریبونی برای فریادرسی جامعه یارسان درونمرزی باشند، باید به اجرای  پرنسیبهای دمکراتیک در عمل متعهد باشند .قدرت فرهنگ را بجای فرهنگ قدرت بکارگیرند. فعالین جامعه یارسان باید افقی دورتر را نگاه کنند و از نیروهای موجود در درون جامعه خویش حراس نداشته، بلکه زمینه لازم را برای آنان فراهم کنند. افراد جامعه یارسان دارای افکار و ایدئولوژیهای متفاوت مبیاشند و بهمین دلیل شاید در مرحله کنونی بعید به نظر برسد كه فعالین  یارسانی درچارچوپ یك تفكر سیاسی مشخص و تعریف شده گردهم آیند! همچنان كه تاكنون اینكار انجام نگرفته است. اما تشکیل یک شورای متحد  از سازمان و تشکلات مدنی، حقوق بشری، فرهنگی، آئینی و سیاسی و همچنین  افراد  فعال و مستقل یارسانی  گزینه ای مناسب در شرایط کنونی بنظر میرسد.

در این شورا هر سازمان و نیروی یارسانی بدون در مقابل هم قرار گرفتن میتوانند مکانیسمی برای سیاستهای مشترک در رابطه با جامعه   یارسان  بیابند. همزمان هر تشکل مستقلا به  فعالیتهای تشکیلاتی خویش ادامه دهد. اما تا آنزمان یک گفتمان متمدانه میتواند زمینەساز ایجاد فضای اعتماد سازی باشد.  در اینجا برای فراهم کردن زمینه گفتمان و ایجاد هماهنگی بین تمامی نیرویها و افراد فعال یارسانی گرفتن یک نشست را پیشنهاد میکنم که همه بتوانند دیدگاه و نظرات خویش را در اینرابطه  بیان کن

 باشد که فعالین و نیروهای دمکرات جامعه یارسان با دیدی مثبت به این پیشنهاد بنگرند.

دکتور فریدون مرادی

Likes(0)Dislikes(0)