هرمز_گرج_‌بیانی در اسفند ۱۳۲۴ در محلهٔ سرتپه در کرمانشاه به دنیا آمد. پس از اخذ دیپلم دردانشگاه_تبریز در رشتهٔ فیزیک به تحصیل پرداخت. در دوران تحصیل به فعالیت‌های دانشجویی پرداخت و در سال دوم تحصیل به عنوان نمایندهٔ دانشکده از طرف دانشجویان انتخاب شد. وی در جریان مبارزات_دانشجویی و تظاهرات دانشجویان در تبریز علیه رژیم_شاه توسط ساواک دستگیر شد و مدتی از دوران دانشجویی را در زندان به سر برد. وی پس از پایان دوران زندان به سربازی فرستاده‌شد، اما به دلیل بیماری قلبی و نیز اعتراض دانشجویان از سربازی معاف و به دانشکده بازگشت. گرجی‌بیانی پس از پایان تحصیلات به کرمانشاه بازگشت و به معلمی پرداخت. در سال ۱۳۵۰ همزمان با جشن‌های_۲۵۰۰_ساله مجدداً از سوی رژیم_شاه دستگیر شد و پس از مدتی به زندان_اوین و سپس زندان_قزل‌قلعه منتقل شد. پس از آزادی مدت‌ها در تلاش برای بازگشت به کار بود و در نهایت موفق شد به سر کار بازگردد.

وی در تظاهرات اعتصابات و حرکت‌های معلمان و دانش آموزان در انقلاب ۱۳۵۷ ایران فعالیت زیادی داشت و در شهریور و مهر همان سال به همراه دیگر معلمان و نیز چند تن از دانش آموزان کانون_معلمان_کرمانشاه را تأسیس کرد که نقش اساسی را در به راه انداختن اعتصاب_عمومی در آموزش و پرورش در شهر کرمانشاه به عنوان نخستین اعتصاب_معلمان در انقلاب_۱۳۵۷ داشت. وی همچنین در به راه انداختن تظاهرات_شهری و میتینگ‌های سیاسی نقش فراوانی داشت. گرجی‌بیانی پس از انقلاب نیز به فعالیت خود ادامه داد و در سال ۱۳۵۸ همراه با دیگر اعضای بنیانگذار «کانون معلمان کرمانشاه» را به کانون_مستقل_معلمان_آزادیخواه تغییر دادند. علاوه بر این وی پس از انقلاب در ارتباط با سازمان_چریک‌های_فدایی_خلق_ایران قرار گرفت.

 

دستگیری و اعدام

گرجی‌بیانی در ساعت ۲:۳۰ دقیقه بعدازظهر روز ۲۷ امرداد ۱۳۵۸ در منزل شخصی اش در کوی_فرهنگیان_کرمانشاه برای «پاسخگویی مختصر و کوتاه مدت به چند سؤال» دستگیر شد. اما در ساعت ۱:۳۰ پس از نیمه شب در زندان_دیزل‌آباد_کرمانشاه به همراه ۱۰ معلم دیگر بدون محاکمه و به اتهام «فساد فی الارض و محاربه با خدا و رسول خدا» تیرباران شد. (دستگیری گرجی‌بیانی همچنین در ۱۲ نیمه‌شب و اعدام در ساعت ۲:۴۰ دقیقه نیز ذکر شده‌است.)

 بر روی جسد وی آثار شکنجه از قبیل کبودی، زخم و شکستگی استخوان‌های دست و پا مشهود بوده‌است.

 گرجی‌بیانی پیش از این بارها به قتل تهدید شده‌بود. اعلام شده‌بود که گرجی‌بیانی در پاوه و در جریان مبارزهٔ مسلحانه دستگیرشده‌است. بدین منظور شلوار کُردی به تن او پوشانده شده‌بود، اما با وجود تیرباران شلوار سوراخ نشده بود. نشریه_کار در خبر واقعه نوشته‌بود که از ۱۱ نفر اعدامی، پیش از اعدام نزدیک به ۳ لیتر خون گرفته شده و برای پاسدارها به پاوه فرستاده شده‌است.

این مسئله که گرجی‌بیانی و نیز آذرنوش_مهدویان در پاوه دستگیرشده‌اند هرگز اثبات نشد.

 همچنین این شایعه که از منزل شخصی گرجی‌بیانی مقادیر زیادی مهمات به دست آمده هم هرگز اثبات نگردید.

 اما حاکم_شرع_کرمانشاه، علی رازی‌زاده گفته‌بود: «حرف‌های او از گلوله هم بدتر بود». رازی‌زاده همچنین چندی بعد در تهدید معلمان دیگر گفت‌بود: «مسئولان آموزش و پرورش کرمانشاه وظیفه دارند که آموزگاران و دبیرانی را که علیه مصالح اسلامی صحبت می‌کنند، با ارائهٔ دلایل روشن به ما معرفی کنند که در امور آنها تصمیم‌گیری شود.»

با وجود ارتباط گرجی‌بیانی با سازمان چریک‌های فدایی خلق، رادیو و روزنامهٔ کیهان از گرجی‌بیانی و ۱۰ معلم دیگر به عنوان «یازده نفر از مهاجمین و سران حزب_دموکرات_کردستان» نام برد و حاکم شرع کرمانشاه نیز او را عضو حزب_توده معرفی کرده‌بود. حاکم شرع کرمانشاه همچنین گرجی‌بیانی را دخیل در «جریانات سنندج و ارومیه و پاوه» دانسته و او را «مغز متفکر مخالفین اسلام در منطقهٔ غرب» نامیده‌بود. همچنین ادعا کرده‌بود که گرجی‌بیانی در تحصن_قوری‌قلعه با حزب دمکرات همکاری داشته و حتی بنا بوده «در صورت موفقیت حزب دمکرات و برقراری خودمختاری سمت وزیر آموزش و پرورش کُردستان خودمختار به وی محول شود». تحصن قوری‌قلعه در واقع تجمع جمعیتی نزدیک به هزار تن از مردم پاوه در محل روستای قوری‌قلعه و «در اعتراض به رفتار خشونت‌آمیز مأموران دولت و تهدید جان مردم کُرد» بود که روز ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ با حملهٔ نظامیان و شروع درگیری مسلحانه خاتمه یافته‌بود

فرستندە .ب.س
Likes(1)Dislikes(0)