امروز در آستانه نوروز هستیم  و روح و جان هر ایرانی در آن جلگه زیبا و وصف ناشدنی سیر میکند و فکر و باور همه به آن سوی شرق میانه خیره شده است.نوروز در راه است،دل از شادی و نشاط لبریز،طبیعت خنده برلب،پروانه ها بر گرد گل چرخان،نیسم سحر در شیپور زندگی می نوازد،باد شرطه بر لب بام تک تک حریفان و رفیقان سنگ اندازی میکند،سنگها پیاله شراب زندگی هستند برای رهگذری تشنه در راه،رودها راهشان را کند می پیمایند تا همانند اشک شوق بهاری بر گونه تفرجگاها جاری باشند ،آهوی ختن بر صفای سینه سبز کوهها و دشتها چنبره می زند و از بوی مشک آن بلبل ،قناری،مرغ عشق و کبکی خوش خوان ،به آواز می نشینند. داد زیبایی سر میدهند که بهار در راه است. آقاقیا،نرگس ،شب بو،شقایق،لاله وحشی ، میخک  و لیلیوم مشتاقانه از دل  مهربان خاک  سر برافراشته و خودی را نشان میدهند و پیام زنده باد زندگی سر میدهند.  امروز فصل شکفتن گل است ،فصل عشوه ،ناز و دلربایی طبیعت بکر و بی مانند که خود را بر پیکر نحیف ، خیزرانی و زیبایی نی به نمایش میگذارد و حریفی زیبا را به مصاف می طلبد.بابا نوروز در غیاب مردم که در خوابند نرم نرمک بر در خانه ها کوبیده است . شاید عاشق و معشوقی  به رسم عشق عزم شب بیدار کرده اند ،حضور سایه او را در پستوی کوچه یا درخت کهنسال قدیمی کوچه دلیران کورد حس کرده باشند. سپیده دم که میزند خبر آمدم بابا نوروز در سطح شهر به گوش می رسد چون که فرش زیبایی رانی( ویس کرمان) را بر پهنه این ملک اهورایی گسترانده است،هفت سین سعادت,سرور،سر افراز،سربلندی،سلامتی،سرسبزی، و سر زندگی را  بر درگاه همه خانه ها آویزان نموده است.عمو نوروز فرش زربفت بر دوش و هفت سین شکوه بر دست  به سمت خانه یوتاب الگوی شرف زن ایرانی در راه است ولی امسال غمی برلبانش هویداست . از کوچه ها گذر میکند صدای بال کبوتری به گوش نمی رسد،گنجشککی بر لب بام کسی خانه نکرده،آشیانه های قدیمی دیری است صدایی از آنها به گوش نمی رسد،درنا های سیبری دیگر در آسمان سرزمین من پرواز نمیکنند دیریست پر گشوده اند و ماوا اجداد خود را به یاد ندارند.آری نه تنها طبیعت بلکه عمو نوروز هم به نرمی قدم بر میدارد چون گربه وحش تازی از دیوار شهر به تو جسته است.  گذشت در کار نیست باید خورده شوید. مرغ طوفان از خیل مرغان جدایی پیشه کرد که بر جنجر کین تازی فایق آید و باورش بلقوه حقیقت است گرچه تک وتنهاست.با تمام ناملایمات،بد بیاریها،سیه روزها که به وسیله تازیها بر سرزمین ایران چنبره زده است به کوری چشم دژخیمان غبار فقر،بیچاره گی و غم واندوه را از دل خانه تکانی میکنیم و به آرمان تازی زاده ها پشت پا زده و با نیلبک و سرنا نوروز را شاد باش میگوئیم تا خاری باشد بر چشم بد خواهان ایران، و این آئین ملی چند هزار ساله را مثل همیشه ارج نهاده و در کنار هم با دلی پر از صفا،صمیمت،عشق و محبت به استقبال این  جشن باستانی میرویم تا مرغ توفان که تنها بر کوه نشسته بداند که تنها نیست و روزی لشکر دیوث(یکی از فرماندهان دلیر ساسانی بوده که در مقابل اعراب  شهامت و دلیری زیاد به خرج داده است)  فرمان میگیرد از درفش کاویانی و پاکی بر پلیدی پیروز خواهد شد.سال جدید را بر تک تک هموطنان عزیزم تبریک و شاد باش میگویم و آرزو دارم سالی با نشاط با افقهای نوید بخش را به نظاره بنشینیم. پیروز و پاینده باشید.
احد اسماعیلی زاده
19.03.2014
Likes(0)Dislikes(0)