اما برای مثال در مورد قضیه تغییر نام خلیج فارس در برخی از نقشه های کشورهای عربی، بسیاری از نویسندگان، روشنفکران و فعالین ایرانی با حکومت هم آواز گشته و شروع به جمع آوری امضا کردند. اما تا به حال هیچ از خود پرسیده اید که به چه حقی دولت ایران نام مکان های کوردی را به فارسی تغییر داده مانند طاق وسان که به طاق بستان یا از نام گذاری بچه های کورد به اسم کوردی جلوگیری میکنند و ….. پس اگر تغییر نام خلیج فارس مسئله بسیار مهمی است پس چرا هیچ یک از این فعالین به تغییر نام، در سایر مناطق، شهرها، روستاها، محلات و… در مناطق کورد نشین، اعتراض نمی کنند؟ و هنگامی که یکی از نویسندگان مناطق کورد نشین این مسئله را مطرح می کند، انگ خاءن را به او می چسبانند؟

شاید این پرسش ها شوک آغازین تفکر برای برخی از دوستان باشد

در قطعنامه کميته سوم مجمع عمومي سازمان ملل متحده که به تصويب رسـيد، علاوه بر اشـاره بـه نقـض حقـوق اقليتهـاي مـذهبي، روشـنفكران و روزنامـه نگـاران در جمهـوري اسـلامي، از نقـض حقـوق اقليتهاي قومي ايران نيز انتقاد شده بود. اين موضوعي است که در پنج شش دهه اخير در ايران مطرح بوده و همواره چشم اسفنديار حكومتهـاي ايـران قبـل و بعـد از انقـلاب اسـلامي بـه شـمار رفتـه اسـت

آيـا نقـض حقـوق انـساني اقـوام ايرانـي توسـط جمهوري اسلامي ايران، بخشي از نقض حقوق انساني و دموکراتيك همه مردم ايران است و حقوق مردم ايران به يكـسان از سوي دولت نقض مي شود يا چيزي فراتر از آن است و حكومت در اين زمينه ميان اقوام ايراني تبعيضي قائل شده است؟

اگر ما حكومت جمهوري اسلامي را نگاه آنيم و درست زيـر ذره بـين قـرار بـدهيم، مـي بينـيم که ايـن حكومت انواع و اقسام سيستمهاي آپارتايد تبعيضي را بوجود آورده، آپارتايد جنسي، تبعـيض عليـه زنـان، آپارتايـد عقيـدتي و ايدئولوژيكي و مذهبي، تبعيض بر عليه تمام مذاهبي آه جزء شيعه اثني عشري نيستند مانند بزرگترین اقلیت مذهبی ایران (یارسان)، تبعيض فرهنگي و مليتي و تمـام اينها به همديگر وابسته هستند، يعني مجموعه و ساختار يك سيستم مستبد و ضـد مردمـي را بوجـود مـي آورد کـه تمـام اجزايش به همديگر ربط دارند. در نتيجه تبعيض عليه مليتهاي ايراني نظير کورد و غيـره نمـي توانـد جدا باشد از تبعيض مثلا عليه زنان يا تبعيض عليه اديان و مذاهب ديگر.

و معتقدم انچه به خلق کورد مي گذرد، بسيار بيشتر است از آنچه که در ايـران سراسـري مي گذرد. دليلش هم اين است آه اين شعارها هميشه مطرح بوده آه به اصطلاح فشار مضاعف يا ظلـم مـضاعف يـا حكـم گذاري کردن مضاعف در مناطق کورد نشین هميشه مطرح بـوده و ايـن بـه معنـي اسـت که ايـن منـاطق هميـشه بيـشتر از مناطق فارس نشين فرق مي کرده. در مورد غرب عرض مي کنم در مورد مناطق کورد نشین بخـصوص، در مـورد خلـق کورد آنچنـان حقوق ضايع شده که هيچگونه حقي برايشان نمانده که با ديگـران مقايـسه کنـيم در سراسـر ايـران. مـا صـحبت از مـسائل اقتصادي و زباني فقط نمي کنيم، ما صحبت از حتي حرمت خانواده، حتي حرمت فرد، حتي حرمت زن در مناطق کورد نشین، جدا از ديگـر مناطق ايران با آن مقابله مي شود. شما اطلاع داريد در مناطق کورد نشین ، دولت دست بعضي از حكام محلـي يـا قـضات محلـي يا عارفين رو باز گذاشته که مسائل را به اين شكل در مناطق حل کنند، به اصطلاح خودشان يك نوع دموکراسـي در منـاطق پياده کردند، در صورتيكه اين به مضاعف کردن ظلم در منطقه انجاميـده. ابتـدايي تـرين حقـوق که عبارتـست از يـك مدرسـه پيش تحصيلي براي سه و چهار ساله ها وجود ندارد در مناطق مناطق کورد نشین با چندین ميليون جمعيت، يك مدرسه براي بچـه هـا وجود ندارد آه آزاد باشند به زبان کوردی در آن تكلم کنند و یا اقلیت های مذهبی مانند یارسان بتوانند مراسم های مذهبیشان را به جا بیارند و یا به اجبار سلب هویت میشوند و اين مسائل و حقوق تا اين حد ضايع شده، بگذريم از اين که احزاب مجاز نيستند، تشكيلات فرهنگي مجاز نيست، حرکتهاي سياسي خارج از نظام يا خارج از اهداف نظام مجاز نيست، حقوق زن در تمام اين مناطق بيشتر از مناطق مرکزي ضايع است، ولي اين به معناي اين نيـست، مـا ايـن را رد نمـي کنیم که در ايران الان تماما ظلم رايج است و دولت ایران دموکراسي را در تمام ايران ضايع کرده و هيچ حقوقي دموکراسي به هيچيك از اقوام فارس يا ديگر اقوام نداده، ولي اين به اين معني نيست که به ما همان ظلمي تحميل شده که در فارس، اصـفهان و تهـران. نه اينطور نيست

، در حقيقت در ايران از زمان شاه و جمهوري اسلامي، حقـوق اقليتهاي قومي، مذهبي به اشكال مختلف، منتها با متدهاي مختلف، ضايع ميشده و پايمال مي شده و بنابراين برابـري بـه معناي واقعي آن به طرز دموکراتيك رعايت نمي شده و برخوردار نبودند.

متاسفانه اين موضوع ، يک موضوعي است کـه ريـشه طـولاني و تـاريخي دارد. چـون حکام خودسر و مستبد در طي سال ها بذر اين گونه تبعيض را نه تنها در اذهان ناخودآگاه مردم ايران کاشته اند، بلکـه آن را به عنوان يک واقعيت اجتناب ناپذير اما ظاهرا قابل، در لايه هاي مختلف اجتمـاعي و سـاختارهاي فرهنگـي – ادبـي بـه طـور زيرگانه و مزورانه جا داده اند. يعني اين که علت و عامل اصلي اين گونه تبعيضات، همان حکام مستبد هستند که اين ها به خاطر دين و يا به خاطر مذهب، و يا به خاطر مليت و وطن مي خواستند حکومت بکنند و اين قدر تبليغات سوء و به اسـطلاح نابخردانه در جامعه کردند که متاسفانه بخش زيادي از مردم تحت تاثير قرار گرفتند. به عنوان مثال اگر يک فرد کورد بـا لبـاس کوردی برود تهران، او را عجيب نگاهش مي کنند. انگار اين کي هست و از کجا آمده است. آن تهراني کـه دارد ايـن کورد را اين جوري نگاه مي کند، به خدا به او ظلـم شـده اسـت. او نمـي دانـد کـه در استکهلم و لنـدن و نيويـورک و پـاريس .آفريقـايي بـا لبـاس خودش، کورد با لباس خودش و فرهنگ خودش، آزاد است، مي رود، و هيچ کس هم نگاه نمي کند و نمي پرسد مال کجـا هستي. آن طرف کورد دارد در مملکت خودش مورد تحقير قرار مي گيرد، در پايتخت خودش مورد تحقير قـرار مـي گيرد. نه توسط قشون دولتي، بلکه توسط افرادي که اين ها متاسفانه هرگز به اصطلاح توسط دولـت هـا و حکومـت هـا کـه ابزار تبليغاتي و اموزشي را در اختيار داشته اند، مورد آموزش قرار نگرفته اند. اين فرد هرگز نمـي دانـد کـه ايـران يـک کـشور چند مليتي است که در آن کورد هست، بلوچ هست، لر هست. اين حکومت هاي خودکامه همه چيـز را فقـط از يـک ديـدگاه نگاه مي کنند و مي خواهند ملت مثل زاده ها يا کلون هاي يک ژنتيکي کارخانه همه يک شکل سازي بشوند، همين کـاري که در دوره پهلوي هم متاسفانه شده بود. در نتيجه آن کسي که بر عيله مليت هاي مثـل کـورد و غيـره ظلـم مي کند، او هم خودش مورد ظلم قرار گرفته اسـت. از او دارد سـوء اسـتفاده مـي شـود و کـسي کـه مـورد سـوء اسـتفاده فرهنگي و ذهني و شعوري قرار گرفته است، به خود آن طرف هم ظلم شده است.

اين عقب ماندگي ناشي از حکومت مرکزي است که همـه چيـز متمرکـز شده است به دست قدرت مرکزي، به دست آن هايي که فقط در مرکز مـي نـشينند و تـصميم مـي گيرنـد و در نتيجـه ايـن عقب ماندگي از نکات مختلفي برخوردار است، به خصوص در جاهايي که ستمشان بيشتر بوده است. فرهنگ، تاريخ، زبان، همه چيز فارس اسـت. به فارس ها هم ظلم شده است. ولي آن چه کـه بـه فـارس هـا ظلم شده است، بيشتر ظلم اقتصادي است، ولي به ما ظلم ملي شده است. ما فرهنگمان از بين رفتـه اسـت، زبانمـان از ميان رفته است

آیا می دانید که مسئله دوزبانگی و آموزش چه معضلاتی را برای کودکان کورد به دنبال دارد؟ آیا کودک خردسالی را دیده اید که در کلاس درس به دلیل کورد زبان بودن، برای پرسیدن سوالی از معلم خود دچار چه مشکلات روحی و روانی می شود؟ آیا می دانید که چنین کودکانی دچار چه مشکلات هویتی هستند؟

عدم اعتماد به نفس، تفاوت در قدرت بیان با همکلاسی های فارس زبان،عدم درک صحیح مفاهیم علمی، مشکلات درسی، افت تحصیلی و بسیاری موارد دیگر مولود چنین سیستم آموزشی است.

در نتیجه بسیاری از پدر و مادرها در مناطق کورد نشین مجبور می شوند که از هنگام تولد برای اجتناب از چنین مشکلاتی یا مورد تمسخر قرار نگرفتن با فرزندان خویش به زبانی غیر از زبان مادریش صحبت کنند. زبانی که شاید خودشان نیز دستور زبان آن را به درستی یاد نگرفته اند، آنها را در گردابی که توسط مشتی مزدور استعمار فراهم شده غرق می کند

آری، بهترین راه برای استحاله فرهنگ هر ملتی تضعیف زبان مادریش است.”آسمیلاسیون” یا “یکسان سازی اجباری فرهنگی” یکی از سیاستهایی است که می خواهد تا فردی باشیم که نباید فکر کند، همه چیز را بی چون چرا بپذیرد و حتی از زبان مادری خود گریزان باشد.

وقتی این مسئله مطرح میشود که بایستی برای پرورش توانمندیهای ذهن کودک، تحصیل به زبان مادریش باشد و سپس زبان دوم یا مشترک را یاد بگیرد چه از سوی حکومت و چه از سوی محافل روشنفکری مرکز، چنین وانمود می شود که عده ای در صدد تجزیه مملکت هستند!!!
مجتبی فرضی (فریاد کوهالی)

Likes(0)Dislikes(0)