آزادی بیان یکی از بحث انگیزترین موضوعات جوامع بشری در دنیای معاصر است، زیرا این مقوله به دلیل ماهیت خاصی که دارد از طرفی جز مهم ترین حقوق اساسی افراد در جوامع بوده و از سوی دیگر همواره با منافع ارباب قدرت ها و دیدگاههای اقتدارگرایانه حکومت ها در تعارض بوده است.
آزادی بیان یک حق طبیعی است که همه افراد به مقتضای انسان بودن خود بطور یکسانی از آن برخوردارند و به موجب آن در بیان اندیشه و تفکر خود تا جایی که موجب نقض حقوق دیگران و اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود مجازند. بر اساس این تعریف: اولا آزادی بیان یک حق طبیعی برای همه افراد بشر است. ثانیا همه افراد بطور یکسان از آن برخوردارند که می توانند اندیشه و فکر خود را ابراز نمایند. همچنین نباید موجب نقض حقوق دیگران و اصول های ارزشی مورد احترام جامعه شود. در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس فارغ باشند به عنوان بالاترین آرمان بشری اعلام شده است. منظور از بیان به معنای عام آن می باشد که شامل بیان های زبانی و غیر زبانی مانند: تصویری ، اشاره ای ،نوشتاری و غیر نوشتاری می باشد.

پذیرش مفهوم آزادی بیان در جوامع امروز، گسترده می باشد، به عنوان مثال در متمم قانون اساسی ایالت متحده آمریکا به عنوان یکی از ارکان حقوق بشر به آن جایگاه ویژه اخلاقی و سیاسی داده شده است. در کنار پذیرش عمومی مفهوم آزادی بیان، از طرف دیگر توافقی عمومی وجود دارد که برای آن باید حد و مرزی مشخص کرد. به عنوان مثال در ایالت متحده آمریکا محدودیت های ذیل برای آزادی بیان وضع شده اند: سخنانی که به منافع شخص ضرر بزند مانند تهمت و افترا یا سخنانی که به جامعه بصورت کلی صدمه بزند مانند سخنان وقیح آمیز یا سخنانی که مخل نظم عمومی باشد و باعث وحشت عمومی شود و در آخر سخنانی که بصورت مستقیم حکومت آمریکا را مورد تهدید قرار می دهد. و اما آزادی بیان در ایران چگونه است؟! قریب به سی و نه سال از انقلاب اسلامی در ایران می گذرد، انقلابی که یکی از مهم ترین شعارهایش » آزادی بیان» بود اما رهبران آن تنها در روزهای اولیه انقلاب بر آزادی افکار و اندیشه تاکید می کردند و بسیار زود آن را به فراموشی سپردند. علی خامنه ای رهبر کنونی جمهوری اسلامی در سال ۵۸ در یک سخنرانی عمومی از آزادی افکار و اندیشه ها سخن گفته بود که اندیشه های مختلف می توانند در جامعه ابراز شوند. باید گفت در مقابل حجت و دلیل قاطع هیچ اندیشه ای نمی تواند تاب مقاومت بیاورد. به جنگ افکار رفتن، تنها با بیان فکر و اندیشه و استدلال ممکن است.

 

در طول سالهای بعد از انقلاب، آزادی بیان و مطبوعات و ازادیهای فردی با فراز و نشیب های زیادی همراه بوده است. اما چیزی که بدیهی است اینست که حکومت آخوندی جمهوری اسلامی کلا آزادی بیان را قبول ندارد و براحتی ان را نادیده گرفته و برای مجازات آزاد اندیشان حکم قتل صادر می کند. بطور مثال روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی در ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ حکم کشتن سلمان رشدی را صادر کرد و این حکم تا امروز بقوت خود باقی است. آیت الله صدر پدر امام موسی صدر فتوای مهدور الدم بودن احمد کسروی (ملی گرا و فعال زدودن خرافات از مذهب ) را صادر کرد که نهایتا بطور فجیعی اجرا شد. سعید فاضل لنکرانی با صدور فتوایی در مورد رافق تقی ( روزنامه نگار و نویسنده) نوشت قتل او بر هر کسی که به او دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه ای که این مطالب را چاپ کرده همین حکم را دارد. در پی این حکم رافق تقی به قتل رسید. مسلم ملکوتی از مراجع تقلید شیعه با صدور فتوایی قتل شاهین نجفی ( موزیسین) را واجب اعلام کرد.

به موجب قانون اساسی، نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل مبانی سیاسی باشند و در این صورت با حضور هیات منصفه در دادگاه محاکمه انجام می شود. اما آیا بواقع چنین است؟ ستار بهشتی وبلاگ نویس جوان ایرانی در تاریخ ۹ آبان ماه سال ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس بوک دستگیر و بازداشت شد. او به مکانی نا معلوم منتقل شد. در مدت بازجویی بشدت از سوی پلیس فتا شکنجه و نهایتا کشته شد. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در گزارشی که ۱۹ آبان ماه سال ۹۱ منتشر کرد به نقل از یکی از بستگان ستار بهشتی که جنازه او را دیده بود نوشت: روی سرش فرو رفتگی بزرگی بود، صورتش باد کرده بود. به محض اینکه بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده و کفن کاملا خونی شد. همچنین علائمی از کالبد شکافی روی بدنش بود.

بعد از انتخابات سال ۸۸ و حوادث پس از آن بر اساس آمار نهادهای حقوق بشر شاخص آزادی در ایران در بسیاری از حوزه ها پایین تر آمده و می شود گفت آزادی بیان در ایران از بین رفته است. سال ۸۹ و بعد از ان را می توان سال همت و کار مضاعف در زمینه سرکوب آزادی بیان در ایران نام برد. دستگیری و صدور احکام سنگین زندان و اعدام برای فعالین سیاسی و اجتماعی به جرم ابراز عقیده یا عمل بر عقیده خود کما فی سابق ادامه دارد.

رضا معینی مسئول بخش فارسی سازمان گزارشگران بدون مرز در این رابطه می گوید:  انحصار کامل وسایل ارتباط جمعی و اطلاع رسانی در دست دولت است. و همچنین اعمال سانسور گسترده در همین حیطه و سرکوب گسترده در انحصار خودشان است. علاوه بر این موارد، رشد سرکوب فعالین از جمله زندانی کردن، بر پایی دادگاههای ناعادلانه ، محاکمات غیر قانونی و دستگیری های غیر قانونی باعث شده که جمهوری اسلامی در سالهای گذشته به عنوان یکی از کشورهای سرکوبگر آزادی بیان و مطبوعاتی معرفی و از ایران در سالهای اخیر بعنوان یکی از بزرگترین زندان بان های روزنامه سیاسی در جهان نام برده شود. مرتضی کاظمیان روزنامه نگار و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات آماری از وضعیت آزادی بیان و مطبوعات ارائه داده و آن را با برخی از کشورها مقایسه می کند؛

» متاسفانه ایران از جهت وضع آزادی بیان و مطبوعات در جایگاه ۱۵۷ قرار دارد و کشورهایی مانند برمه، سودان، رواندا، گینه، ویتنام، سومالی و لیبی وضع بهتری از لحاظ آزادی دارند. تعداد روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی بازداشت شده در سال ۸۹ در ایران مساوی بود با تعداد روزنامه نگارانی که در چین بازداشت شده اند و این در حالی است که جمعیت چین ۱۵ برابر جمعیت ایران است.

متاسفانه عدم آزادی بیان فقط شامل مطبوعات و روزنامه نگاران نمی شود، بلکه کسانی چون جعفر پناهی (کارگردان) ، نسرین ستوده (وکیل) مجوز شغلی انها لغو شده و حدود ۲۰ سال از کار محروم شده اند. یا بازیگرانی چون فاطمه معتمد آریا و رامین پرچمی که ممنوع التصویر شده اند. ناشرانی که مجوز نشرشان لغو شده… آتنا فرقدانی و نازنین زاغری که در بند هستند. سینا دهقان جوان به جرم فعالیت در شبکه های اجتماعی در انتظار حکم اعدام … اینها همه قربانیان سانسور آزادی بیان در ایران هستند. متاسفانه آزادی بیان قربانیان زیادی در میان همه اقشار سیاسی، فرهنگی، اجتماعی در ایران دارد. ما انسانها باید همه آزاد باشیم و بتوانیم آزادانه افکار ، عقاید و نظراتمان رو بیان کنیم و علی رغم حد و مرزها بتوانیم اطلاعات را پیگیری و ابلاغ نماییم. ما باید بتوانیم صریح و بی پرده ،البته با احترام به تمام تفاوت های انسانی، اطلاعات و نظرمان را بیان کنیم و به افراد معتقد احترام بگذاریم. آزادی بیان یعنی آزادی اندیشه و عقیده، به مفهومی دیگر آزادی بیان ابزاری است جهت رساندن اندیشه و عقیده ای متفاوت به دیگران، که معیاری اساسی برای سنجش میزان دموکراسی درهر جامعه ای بحساب می رود. نقض این آزادی، همواره به نابودی سایر موازین حقوق بشر منجر می شود.

دنیا ح. سیمایی

آپریل 2017

Likes(0)Dislikes(0)