افشین کرمیان نسب:اگر گویش محاوره ای ما را به خاطر ورود برخی واژگان فارسی محکوم می نمایند و ما را به جرم دیالوگ با این واژە ها به دایره کوردی خود راه نمی دهید، ما هم می دانیم تاثیر پذیری که شما از زبان و فرهنگ عربی داشته اید کمتر از تاثیر ما از زبان فارسی نیست. با نگاهی به فرهنگ عامه در میان شما می توان دید که عربیت و سنی گری تا چه حد بر کوردەواری و کورداێەتی شما چربیده است. از ختنه دختران گرفته که سنتی است از فرهنگ عرب تا چند همسری مردان و آداب و رسوم دیگر که ریشه و اصالت غیر کوردی دارند. بد نیست اشاره ای به اعیاد هم داشته باشیم. شما برای اعیاد مذهبی تان از دو ماه قبل تدارک جشن و آواز می بینید در حالی که مراسمات مذهبی کوردهای شیعه مذهب و کوردهای پیرو دین یارسان را خرافات و غیر معقول می دانید. اگر بحث در اینجا احترام به عقاید و مسلک های دیگر باشد اینان نیز همانند شما حق دارند، که اعتقادات خود را داشته باشند.

افشین کرمیان نسب:

 گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را گاز می گیرم! ولی حریف افکارم نمی شوم! بلاخرە حرفهای را که سالها در دل داشتم را می نویسم، حرف های که فقط گوشه ای از درد دل یک کورد کرماشانی یا بە اصطلاح شما جنوبی است. آیا در شرق سرزمین کوردستان یا به اصطلاح در کوردستان ایران ، کورد فقط باید سوران باشد و آیا یک کورد خوب تنها یک کورد سوران است ؟!
سیاستگذاری در حوزه فرهنگ، زبان، موسیقی، ادبیات، لباس و رقص نیازمند تخصص های ویژه در آن حوزه می باشد البته هر چند تخصص به تنهایی کافی نیست زیرا افراد بسیاری هستند که در حوزه های گفته شده دارای سواد و تخصص می باشند اما متاسفانه دچار سیاست زدگی و حزب زدگی و یا مذهب زدگی مزمن شده و به حاشیه رانده شده اند و بسیاری از افرادی که حتی نمی دانند که گفتمان دنیای جدید چیست سیاستگذاری:  می کنند. در دنیای امروز که برای حفظ گویش های با جمعیت صد هزار نفری حتی کمتر از آن، سازمان های جهانی بودجه های بین المللی اختصاص می دهند، جای بسی تعجب است که این افراد به ظاهر کورد پرور و دلسوز ملت کورد کمر همت به قتل گویش هایی با جمعیت میلیونی بسته اند . انسان با کمی تامل به شک می افتد که آیا این افراد کورد هستند! افرادی که بیشتر دغدغه عضوگیری و توسعه جغرافیایی احزاب خود را دارند تا فرهنگ و زبان و هویت کوردی. متاسفانه هر جا کانون فرهنگی به نام کورد وجود دارد مورد استفادەی این احزاب برای پرداختن به دغدغه های حزبی خود قرار گرفته است.
کانال های ماهوراه ای در آن سوی مرز به جز پیاده کردن سیاست های حزبی برنامه دیگری برای فرهنگ و هویت کورد ندارند. سیاستگذاران برخی از این کانال ها، پخش موسیقی های کوچه بازاری را از برخی خواننده های لمپن به داشتن برنامه های با کیفیت در حوزه فرهنگ کوردهای جنوب و بررسی چالش های این ناحیه ترجیح می دهند. گویشی که به اصطلاح کوردی جنوب بوده و با آن برنامه سازی می شود آنچنان بیشتر برنامەهای ساختە شدە بە آن گویش غیرحرفەای و غیر کارشناسانه است که هیچ کورد جنوبی نمی تواند با آن ارتباط برقرار نماید. حال از کیفیت اجرای بیشتر مجری ها و گویندگان بگذریم که خیلی از آنان حتی خود گویشور کوردی جنوب نیستند و سعی دارند بە این گویش صحبت کنند کە نمی توانند.
از شما برادران خواهشمندیم که در برنامه سازیتان و بیان مشکلات کوردستان این را در نظر داشته باشید که مشکلات جنوب کوردستان بیشتر فرهنگی –اجتماعی است تا سیاسی. پس بهتر است برای تمام نقاط کوردستان نسخه یکسانی نپیچید. چالش های ایلام، همدان،کرماشان و خرم آباد با مشکلات مهاباد، سنه و سلیمانیه متفاوت است. همیشه در بوق و کرنا های خود می دمیم که کوردستان پر از نخبه های علوم انسانی است پس کجایند آن نخبه هایی که چالش های فرهنگی کوردهای جنوب را واکاوی نمایند؟
کجاست برنامه ای تاثیر گذار که بتواند انسان های اهل قلم و تحصیل کرده فرهنگی را به فکر وادارد؟ برنامه های که چالش های نوین ما را مانند بحران هویت، بیکاری، نبود صنعت، اعتیاد، فقر، فساد، مشکلات زنان، ناکارایی مدیران، نبود امکانات شهری، ضعف امکانات بهداشتی-درمانی و… را به چالش بکشد. کانال هایی که ساعت ها به نام کورد هزینه می کنند و به پخش سیاه چادر و گوسفند می پردازند که نوستالژی این برنامه ها تنها مادر بزرگان و پدربزرگان ما را جذب می کند. برنامه سازانی که برای مشکلات یک کارگر غیر کورد در نقطه ای دور در ایران برنامه می سازند اما مشکلات ما را نمی بینند! البته شاید هم ما دچار اشتباه شده ایم و این تریبون ها را تریبون ملت کورد می دانیم.
آری برادران! دیوار بی اعتمادی که امروزه کوردهای جنوب را از تحولات سیاسی کوردستان دور نگه داشته است محصول افکار واپس گرای مذهبی، گویشی و عشیره ای شما می باشد. آری که شما نتوانسته اید تا به امروز این اطمینان را به کورد جنوب بدهید که در آینده کوردستان شما مالک و آنها شهروند درجه دو نباشد. همان زخمی که کورد جنوب اکنون از فارس و عرب می خورد. مسالە کوردان فیلی در عراق و بلاتکلیفی آنها شواهدی عینی برای ماست، کوردانی کە از بغداد راندە و در راە هەولێر ماندە اند.
در این تریبون ها اگر در حد جمله ای هم از کورد جنوب صحبت شود، حرف از جغرافیای آنجاست. کرماشان،ایلام ، همدان، خرم آباد ، خانقین و….ولی حاضر نیستید دو ساعت برنامه پر محتوا به این گویش ها بسازید و به مشکلات مردم این نواحی بپردازید. نکند مانند پان عربیسم و پان فارسیسم جغرافیایمان را بدون ما می خواهید!
سالیان پیش تصور ما بر این بود که در این نقطه دورافتاده در جنوب کوردستان کوردهایی وجود دارد که به تائید تاریخ، کلکسیون زیبایی از فرهنگ، گویش کوردی، فولکلور، موسیقی و لباس را تا امروز حفظ کرده اند ولی انگار برادرانمان از ما، فقط یارسانی بودن و شیعە بودن ما را دیده اند. جالب این است گوشه های از این سیاست های مغرضانه و سطحی که ریشه در افکار عامیانه و سیاست زده دارد، آرام آرام برای کوردهای جنوب رو می شود.
قبلا داد می زدیم که بگوئیم ما هم کوردیم غافل از اینکه برادر مخاطب کورد ما در شمال کوردستان این را می دانست ولی شاید برنامه این بود که ما انکار شویم و این افراد به اصطلاح سکولار و دلسوز کورد که ادعای سکولار بودنشان گوش فلک را کر کرده است، با عینک های مذهبی و گویشی خود ما کوردان جنوب را آنچنان فیلتر نمودند که در طی تاریخ هیچ پان فارسیسیت، پان ترکیست و پان عربیستی این گونه به ما ننگریسته بود. غافل از اینکه تاریخ کهن کوردستان از جنوب آن شروع می شود. این افراد در اتاق های به اصطلاح روشنفکری خود نشسته و حتی نمی دانند که گویش های جنوب در اعماق تاریخ زبان کوردی ریشه دارند و اولین کتابت های زبان کوردی به این گویش ها بوده است. بیشترین اشعار و دست نوشته را می توان در این نوشته ها یافت که به سده های پیش بر می گردند. اگر نگاه ما علمی باشد، کهن ترین آیین زاگرس کە آیین مهرپرستی یا یارسان است در جنوب کوردستان وجود دارد و مردم این دیار هنوز هم با آیین باستانی کوردستان با خدای خود نیایش می کنند و چه مبارزات و خون دل هایی که این مردم برای حفظ این دین و میراث باستانی خود متحمل نشده اند. برای اهل مطالعه پنهان نیست دین یارسان و گویش های کوردی مانند لکی، کلهری، فیلی،لری…چقدر اصالت تاریخی و زبانی دارند.
نکند برخی برادران ما دچار توهم شده و فکر می کنند در ابعاد زبانی،آیینی و مورفولوژیک کوردتر از یارسان ها هستند که در مناطقی مانند کرماشان، صحنە ، کنگاور ، سرپل زهاب، کرند ، قصر شیرین و… زندگی می کنند. شوربختانە کوردهای شمال خودشان را مالک هویت کوردی کرده و سوران بودن (در واقع سنی بودن) خود را برای کوردهای جنوب هویت کوردی تعریف کرده و هیچ کوردی چه شیعه و چە یارسان حق ندارد ادعای این هویت را داشته باشد مگر از کانال سنی بودن آنها بگذرد یا اینکه تلفظ واژگان کوردی اش مانند آنها عربی باشد!
با کمی مطالعه و پژوهش می توان فهمید که جمعیت هر کدام از گویشوران جنوب از جمعیت سوران ها در شرق سرزمین کوردستان (کوردستان ایران) بیشتر است و در ادبیات این گویش ها نیز علاوه بر متون کهن، فعالیت های ادبی و فرهنگی در احیا و بازسازی آنها از دو دهه گذشته رو به رشد است. این که کوردان جنوب دارای تریبون های سیاسی برای دیالوگ و بیان گویش خود نبودند، دلیل بر ضعف و توسعه نیافتگی این گویش ها نیست. چه بسا که خود زبان شناسان باور دارند که این گویش ها بسیار قدرتمند و کهن هستند. متاسفانه تریبون های تک صدای شمال قضاوت های خود را در مورد گویش های جنوب معطوف به عده ای گویشوران فارسیزە شده در شهر های جنوبی مانند کرماشان نموده اند. غافل از اینکه زبان یک عده افراد آسمیله در شهری مانند کرماشان نمی تواند معیاری برای سنجش و قضاوت درباره کل گویش ها و مردم جنوب کوردستان باشد.
در ضمن قرار نیست به خاطر بی هویتی عدەای معدود در یک شهر، تمام کوردهای جنوب را به دادگاه هویتی کشانده و محاکمه نمود. هر چند به عقیده اینجانب بی هویتی این افراد نیز قابل واکاوی و بررسی است. اولین عامل این چالش های هویتی، طرد و رها شدگی کوردهای جنوب از طرف افراد و کانون های فرهنگی کوردی شمال است که کوردهای جنوب برای اثبات کورد بودن خود حتما باید از فیلترهای گویشی و مذهبی این برادران خود در شمال کوردستان بگذرند که این خود یکی از مهمترین عوامل انزوا و بیگانه شدن آنها از هویت کوردی است. دومین عامل تشابه مذهبی با جغرافیای مذهبی همجوار غیر کورد(مناطق شیعه) در جنوب کوردستان است که آنچنان اصطکاک مذهبی و واگرایی با آنها نداشته اند. دلیل سوم موقعیت استراتژیک و سوق الجیشی بودن نواحی جنوب کوردستان می باشد که مهمترین پیوند دهنده و گذرگاه جغرافیایی نواحی شرقی و داخلی فلات ایران به غرب ایران است. یک مسلمان شیعە در شرق یا داخل فلات ایران برای زیارت اماکن مذهبی عراق و عربستان باید از جغرافیای کرماشان عبور نماید. این رفت و آمدهای تاریخی در شهرهایی که در این مسیر قرار گرفته اند، باعث شده است که این مردمان بی دفاع بیشتر در معرض استحاله هویتی فارس در شرق و عرب در غرب قرار گیرند. هیچ گاه مهاباد و سنە موقعیت گذرگاهی خانقین و کرماشان را نداشته اند.
زمانی یکی از دوستان به اصطلاح فارسزدەی کرماشانی که نسبت به هویت فرهنگی و زبان کوردی خود آگاهی پیدا کرده بود گله داشت که سرنوشت کرماشان از سرنوشت حلبچه دردناک تر است چرا که حلبچه را صدام بمباران شیمیایی کرد و دنیا برای حلبچه گریست نه یکبار بلکه بارها. اکنون نیز مردم مظلوم حلبچه تلاش دارند که این حادثه غیر انسانی را به عنوان ژنوساید به ثبت برسانند …ولی بدا به حال کرماشان که نه تنها کسی برای ژنوساید سفید آن گریه نکرد بلکه عده ای تلاش می کنند این شهر را در دادگاه هویتی کوردستان محاکمه کنند. غافل از اینکه خود نیز در کشتار هویتی برادرانشان سهیم بوده اند.
آری به گفته این دوست فقط یک تفاوت کوچک وجود داشت. در حلبچه ژنوساید سرخ(نسل کشی فیزیکی) و در کرماشان ژنوساید سفید (نسل کشی هویتی ) اتفاق افتاد. خوشبختانه یا متاسفانه ناسیونالیسم ملی که محصول دنیای مدرن اروپا بود قبل از رسیدن به جنوب کوردستان به برادران سنی ما که بر اساس جبر جغرافیایی از ما به اروپا نزدیک تر بودند، رسید. در آن زمان در نبود وسایل ارتباطی و رسانه ای امروز، ناسیونالیسم از اروپا به ترکهای آناتولی رسیده و بعدها وارد شمال کوردستان شد. با رونق گرفتن بازار ناسیونالیسم در کوردستان و حرکت لاک پشتی آن به سمت جنوب این ایدئولوژی جدید به برادران سنی سوران ما رسید و آنها با استفاده ی ابزاری از این ایدئولوژی شروع به انتقام گیری از برادران خود در راستای تضادهای تاریخی- مذهبی که محصول نگاه های عشیره ای گذشته بود، نمودند. غافل از اینکه ناسیونالیسم هیچ سنخیتی با مذهب ندارد و این نگاه واپس گرا می تواند بیشتر از هر دیدگاه فاشیستی ملت کورد را تهدید و قربانی نماید.
بارها و بارها ما کوردهای جنوب این جملات را شنیده ایم که شیعه کورد نیست، ایلامی ها کورد نیستند، کرماشان کورد نیست… در اینجا ما هم می توانیم ادعا کنیم که شما هم کورد نیستید بلکه در زیر چتر ناسیونالیسم کوردی به دنبال سنی گری خودتان هستید. واقعیت عینی جنوب کوردستان اثبات می کند که ناسیونالیسم به اصطلاح کوردی تا شهرهای سنی مذهب مجاور کوردهای جنوب مانند: جوانرود، روانسر ، پاوه و کامیاران ، تنها با یک ساعت کمتر یا بیشتر اختلاف جغرافیایی با شهرهای شیعه نشین و یارسانی نشین، رسیده بود! این موضوع گواهی بر آن است کە در واقع آن به اصطلاح ناسیونالیستها نه تنها ناسیونالیست نبوده بلکه در ماهیت خود نوعی سنی گری بوده است. چون اگر کوردان جنوب ژنتیکی کورد نمی بودند! پس باید امروزه موجی از هویت خواهی به این قدرتمندی در جنوب راه نمی افتاد و باید تا به حال این کوردان ژینوساید می شدند و اثری از آنها باقی نمی ماند.
آنچنان لهجه و واژگان عربی در گویش شما رخنه کرده است که تصور می کنید هر کوردی که حرف “ح” و “ع” را مانند شما عربی تلفظ نکند، کورد نیست. جالب است که شما همیشه ما را به آبکی صحبت کردن متهم می کنید و ما را به مسخره کوردان “پلاستیکی” خطاب می کنید در حالی که با نگاهی به مناطق جاف نشین و اردلان نشین تان و مقایسه آن با کوردی کلهری، لکی و فیلی می توان متوجه شد کدام گویش اصیل تر است! برای حفظ آواهای عربی رسوخ کرده در گویش کوردی سورانی حاضرید دو “پیت” به الفابت کوردی اضافه کنید. اما هنگامی که حرف از گویش های جنوب می شود چشم و گوشتان را می بندید.
اگر گویش محاوره ای ما را به خاطر ورود برخی واژگان فارسی محکوم می نمایند و ما را به جرم دیالوگ با این واژە ها به دایره کوردی خود راه نمی دهید، ما هم می دانیم تاثیر پذیری که شما از زبان و فرهنگ عربی داشته اید کمتر از تاثیر ما از زبان فارسی نیست.
با نگاهی به فرهنگ عامه در میان شما می توان دید که عربیت و سنی گری تا چه حد بر کوردەواری و کورداێەتی شما چربیده است. از ختنه دختران گرفته که سنتی است از فرهنگ عرب تا چند همسری مردان و آداب و رسوم دیگر که ریشه و اصالت غیر کوردی دارند. بد نیست اشاره ای به اعیاد هم داشته باشیم. شما برای اعیاد مذهبی تان از دو ماه قبل تدارک جشن و آواز می بینید در حالی که مراسمات مذهبی کوردهای شیعه مذهب و کوردهای پیرو دین یارسان را خرافات و غیر معقول می دانید. اگر بحث در اینجا احترام به عقاید و مسلک های دیگر باشد اینان نیز همانند شما حق دارند، که اعتقادات خود را داشته باشند. اگر هم این موضوعات خرافات می باشند، پس اعتقادات مذهبی شما هم در نگاه ما خرافاتی و غیر معقول است.
در طول تاریخ، نوروز بزرگترین جشن کوردی، بدون هیچ گونه حمایتی توسط کوردان جنوب با شکوه تر برگزار شده است. همان جشنی که تا چند سال پیش وقتی ما برای تدارک آن آماده می شدیم شماها در جمع، ما را به باد مضحکه می گرفتید و اکنون که رسانه ها و تریبون های کوردی که به دست شما افتاده ، خود را مالک نوروز می دانید.
همیشه برای تحقیر کورد جنوب یک عده نظامی و عمال دولتی ابزار شده (ناشی از فقر و محرومیت را) نماد ما کوردان جنوب کرده اید و تا دهان باز کنیم این عده را توی سر ما می کوبید در حالی که شما هم نه تنها در این ساختارها از این افراد ابزار شده دارید بلکه بد نیست اشاره ای به عملیات انتحاری و بمب گذاری برادران سنی افراطی مان در سوریە ، عراق ، پاکستان و افغانستان و… هم داشته باشیم که خود را برای نسخه وهابی گری به کشتن می دهند و هنوز بعد از هزار و چهار صد سال، ابزاری در دست عربیت و اسلامیت می باشند. آری برای ما روشن شده است شماها در افکار عمومی تان بیشتر نگران اسلام و ریاض هستید تا کرماشان و ایلام.
اگر به تاریخ رجوع کنیم و فاکتورهای فرهنگی کوردی مانند آداب و رسوم، موسیقی، فولکلور،لباس، صنایع دستی…را بررسی کنیم باید بگوییم ما کوردتر از شماییم. این افتخار نیست که نزدیکی جغرافیایی شما به اروپا باعث شد که تحفه ناسیونالیسم را از یک سدەی گذشته از اروپا به ارث برده اید، بلکه این افتخار است که اگر به تاریخ رجوع کنید اولین مبارزه مادها (کوردها) در دوران گئومات(گئو ماد)در خطه کرماشان شروع شده است. کتیبه بیستون گواه این مبارزه است، مبارزه گئومات مادی با داریوش هخامنشی پارسی برای احیای حکومت مادها… و در سده های نزدیکتر بعد از حمله اعراب، مبارزه ملی و آیینی کوردهای یارسانی به رهبری سلطان سهاک برای زنده کردن آیین کهن کوردان و خارج شدن از زیر سلطه و استیلای فرهنگی اعراب که بیشترین استقبال از این جنبش کوردی از طرف کوردان جنوب بوده است، اینها همه گواه تاریخی بر این ادعا می باشد. جالب است که حتی کتاب آئینی کوردهای یارسانی یا مهرپرست که تا بە امروز نیز حفظ شده است به زبان کوردی است!
تشکیل جمهوری کوردستان در مهاباد و امروز ایجاد کوردستان فدرال در عراق به این خاطر نبود و نیست که مردم این نواحی مبارزتر، غیورتر و کوردتر از بخش های دیگر باشند و دیگر مردمان کورد بی هویت و بی غیرت. هر چند تلاش و مبارزه برادران کوردمان در این نواحی قابل انکار نیست ولی با مطالعه سیاست ها ی بین المللی و بده بستان های سیاسی و تاریخی دنیا به این واقعیت پی می بریم که علاوه بر مبارزه رهبران بزرگی مانند قاضی محمد و ملا مصطفی بارزانی، اتفاقات سیاسی- بین المللی بسیاری هم برای تشکیل جمهوری کوردستان در مهاباد و فدرالیسم کوردستان در هولێر و سلیمانی ، در این نقاط تاثیر گذار و تمام کننده بوده اند. تاریخ کوردستان همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد تنها محدود به این مبارزات و دستاوردها در چند دهه گذشته نیست، بلکه هویت تاریخی کورد از ماد و ساسانی گرفته تا امروز پر از مبارزه و قیام در سراسر کوردستان بوده است. حکومت حسنویه کورد در دینور که با تلاش کوردان دینور، نهاوند و همدان پا گرفت گوشه هایی از قیام ها و مبارزات مردم کورد در این نواحی می باشد. امثال این حکومت ها و امارت ها که توسط کوردان جنوب تشکیل شده و حتی در دربار آنها نیز زبان و ادبیات کوردی رونق داشته، استنادی بر تلاش تاریخی و هویت خواهی کوردان جنوب می باشد.
حال فرض را بر این بگذاریم که کوردان جنوب تا به امروز در خواب خرگوشی بودە و غافل از هویت و فرهنگ خود بوده اند، ولی آیا امروز با وجود این خیزش فرهنگی و هویتی در این مناطق، کسی به این فکر می کند که سهم این کوردان را در هویت کوردی مصادره شده آنها توسط گویش های دیگر و حتی فاجعه انگیز تر توسط مذاهب دیگر، تعریف کند؟!
و حال خطاب به برادران تئوریسن زبانی که کنگره های ادبی –زبانی آنچنانی در کوردستان و اروپا برگزار می کنند عرض می کنیم: نسخه های زبانی که شماها برای کوردهای جنوب می پیچید هیچ از نسخه های فاشیستی ترک، عرب و فارس کم ندارد. ما کوردان جنوب از سیاست های پان عربیسم و پان فارسیسم زخم خورده ایم، ولی هیچ گاه درد این زخم دردناک تر از درد زخمی نیست که از برادران خود می خوریم.
عزیزان، شما که نسبت به این گویش ها آشنایی ندارید و نمی دانید که چه جغرافیایی از کوردستان را پوشش می دهند و چه جمعیتی از کوردستان با این گویش ها تکلم می کنند، چرا کاملا ناآگاهانه تیشه به ریشه خود می زنید. نکند فکر می کنید که در شهرهای جنوبی مانند مهران و ایلام و الشتر ، اسدآباد و… مردم کورد آن شهرها بە گویش کوردی سورانی صحبت می کنند. شما فکر می کنید با پیچیدن نسخه هایی مانند (این، که: هیچ کوردی حق ندارد فعالیت گویشی و ادبی به غیر از سورانی و کورمانجی داشته باشد)، به ملت کورد خدمت کرده اید در حالی که شما نمی دانید با سانسور این گویش ها از زبان کوردی، جغرافیایی آنها را از خاک کوردستان حذف کرده اید. به گفته یکی از ادبای کورد جنوب”کورد بٶن وە زاراوەی خوەم خوەشە”. یعنی اگر من این گویش را نداشته باشم دیگر احساسی به کورد بودن خود ندارم.
آری ما هم آنقدر که شما فکر کرده اید دگم و بی سواد نیستیم ما هم دوست داریم که کوردستان زبان معیاری داشته باشد ولی رسیدن به زبان معیار اینگونه نمی باشد که یک گویش را حفظ نموده و بقیه گویش های دیگر را فراموش و قربانی کرد. این نگاه نه تنها نگاهی زبانشناسانه نیست بلکه نگاهی کاملا سیاسی به زبان کوردی می باشد. شما با لج بازی های حزبی و سیاسی خود گویشهای کورمانجی و سورانی را به دو زبان جدا تبدیل کرده اید و حتی به یک برنامه منسجم و هماهنگ برای واژه سازی نرسیده اید و هر کسی برای خود دست به واژه سازی زده است.حال چگونه برای کل جغرافیای کوردها نسخه می پیچید؟! برادران! تا کی می خواهید چشم را بر واقعیت بسته و با اهداف سیاسی خود در راستای ملت سازی غلط، جمیت گویشوران جنوب و گویش های جنوب کوردستان را انکار کنید؟ باید بگوییم که در مسیر یک اشتباه تاریخی گام بر می دارید. حذف این گویش ها مساوی است با حذف این بخش از جغرافیای کوردستان از سرزمین مادر!
اما سخن پایانی:
امروز نیز وقتی حرف های تریبونی شما را می شنویم باز هم بوی مصادره، این بار به گونه ای دیگر به مشام می رسد. حال که ما با خون دل می خواهیم خود را از لای دندان های ژنوساید فارسی و عربی بیرون بکشیم باز هم شما به جای کمک و یاری ما، با تحلیلهای کوچه بازاری، به فکر مصادرەی موفقیت های کوردان جنوب افتاده اید و این دستاوردها را مدیون تلاش و مبارزات شمال می دانید. برادر و خواهر من! باید بگوییم این موفقیت ها محصول تلاش خود ما و برهه زمانی است که در آن زندگی می کنیم و ما هم به جای مالک به برادران و خواهرانی دلسوز نیازمندیم.جهانی شدن، رشد و گسترش تکنولوژی و توجه بین المللی به حقوق اقلیت ها و فرهنگ های بومی به رشد آگاهی ملیتی در تمام دنیا منجر شده است و مناطق ما نیز از تاثیر این روند مستثنی نبوده است. در کنار این، رشد سواد و تحصیلات عالیه و تجربه های زیستی دانشجویی و انتقال این آگاهی ها توسط این افراد به جامعه کوردی باعث رشد هویت کوردی در این مناطق شده است.
کلام آخر: تنها یک نگرش فرا مذهبی، فرا گویشی و فرا عشیره ای به کورد بودن ، می تواند مرهمی برای التیام دردهایمان باشد و به گواه تاریخ، کوردهای جنوب سرزمین کوردستان هم به ندای کسانی که این گونه صادقانه فکر می کنند، پاسخ داده اند.

 

Likes(1)Dislikes(0)