مجتبی فرضی) کوهالی

یارسان ، اين كلمه كردي است و از دو واژه “يار” و “سان” تشكيل شده،. پسوند سان در آخر واژه یارسان دلالت بر جمع و جامعه دارد و یارسان در متون دفتری و ادبیات یارسانی بمعنی جامعه پیروان آیین یاری آمده است. ریشه دین اهل حق را بی شک می توان در ایران پیش از اسلام جستجو کرد. چرا که اگر کسی تنها اندکی از این دین بداند، پی خواهد برد که این دین مشترکات زیادی با ادیان ایرانی مثل میتراییسم، زرتشتی، مانوی و مزدکی دارد و به طور کلّی عدّه ای معتقدند که دین اهل حق، ادامه ی دین زرتشت است که پس از اسلام، دستخوش تحولات زیادی شده است. پس نمی توان ریشه این دین را تنها در زمان سلطان “ساهاک” -یکی از بنیانگذاران یارسان که به او سلطان اسحاق نیز گویند- و نگاشتن کتاب “سرانجام” -کتاب مقدس اهل حق- دانست.
ایین یارسان ازلی و ابدی است. این دین در دورههای مختلف تاریخی مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. اگرچه قدمت قدیمی ترین متون مذهبی یارسان تا سدۀ دوم هجری است و قدمت برخی از نیایشگاه های به قبل از اسلام برمیگردد.اما ساختار کنونی ان از سده هفتم هجری توسط سلطان سهاک بنا تهاده شده است

تفاوت های ایین یارسان و اسلام

دین یارسان تفاوتهای بنیادی با اسلام دارد که به برخی از آنها طور خلاصه اشاره میشود.
اعتقاد به خدا: در دین یارسان اعتقاد بر این است که ذات خدا در انسان و یا موجودات تجلی و حضور پیدا میکند، به عنوان مثال تجلی ذات خدا در عیسی مسیح و
معاد: در دین یارسان اعتقادی به معاد وجود ندارد و اعتقاد بر تناسخ است یعنی این که روح انسان بعد از مرگ، با تولدی دیگر به کالبد دیگر میرود تا اینکه نهایتا بعد از ۱۰۰۱ بار جامه عوض کردن به ذات حق یعنی خدا ملحق میشود و دین یارسان اعتقادی به برزخ، جهنم و بهشت وجود ندارد.
مرگ: پیروان یارسان مرگ انسان را جسمی میدانند، یعنی این جسم فرد است که فنا شده است، نه روح آن، پس در مراسم بزرگداشت از دنیا رفتهگانشان لباس سیاه نمیپوشند، تنبور مینوازند و سرودهای دینی کردی، یا به زبان بومی خودشان، دسته جمعی اجرا میکنند و اصولا مراسم عزاداری به سبکی که در اسلام هست در آن وجود ندارد.
کتاب مقدس دین یارسان یا اهل حقّ «کلام سرانجام» نامیده میشود که به زبان کردی است. کتاب مقدس آنها قران نیست.
کعبه پیروان یارسان پردیور (مکانی نزدیک پاوه در کرمانشاه) است و کعبه آنها مکه در عربستان نیست.
روزه: پیروان یارسان ۳ روز روزه میگیرند که در پائیز هر سال بر اساس تقویم کردی محاسبه میشود ونه ۳۰ روز در رمضان.
نماز: پیرون یارسان نماز نمیگذارند و عبادات آنها «نیاز و ذکر» نامیده میشود که به همراه نواختن تنبور و خواندن سرودهای دینی یارسان به زبان کردی است(البته در نواحی کرد نشین و در نواحی دیگر به زبان مادری خودشان).
مکان دینی یارسان مسجد نیست بلکه جایی است که جم خانه و در بعضی جاها خانقاه نامیده میشود.
در دین یارسان سبیل داشتن مقدس شمرده میشود و توصیه بر نداشتن ریش است بر خلاف اسلام که تیغ زدن ریش حرام شمرده میشود.
موسیقی: در دین یارسان ارزش و احترام زیاد و خاصی برای موسیقی قائل میشوند و اعتقاد بر این است که خداوند به همراه موسیقی انسان و جهان را آفرید، بر خلاف اسلام که در آن موسیقی نکوهیده است.
رقص: بسیاری از مراسم یارسان به همراه رقص کردی و رقصهای عرفانی سماع انجام میشود بر خلاف اسلام که در آن رقص به طور کلی ممنوع است.
الکل: پیروان دین یارسان در نوشیدن مشروبات الکلی آزادند بر خلاف اسلام که در آن نوشیدن الکل حرام است.
گوشت خوک: خوردن گوشت خوک در این دین آزاد است و بر خلاف اسلام حرام نیست.
در دین یارسان دست دادن بین زن و مرد تشویق شده و جزیی از مراسم دینی نیز هست بر خلاف اسلام که هر گونه تماسی بین زن و مرد ممنوع است.
حجاب: حجاب در دین یارسان وجود ندارد بر خلاف اسلام که در آن حجاب اجباری است.
در دین یارسان برای تولد کودک (مراسم جوز سر)، ازدواج، طلاق و مرگ مراسم خاص خود وجود دارد که همگی آنها همراه با نواختن تنبور میباشد و هیچ کدام از آن مراسم شباهتی با اسلام ندارند.
یکی از اصول دین یارسان نیکی کردن و خدمت به دیگران است و بر خلاف اسلام اصلی به نام جهاد در آن وجود ندارد.
در دین یارسان، ارزش زن و مرد در مسائلی مانند ارث و شهادت و… با هم برابر است بر خلاف اسلام که ارزش زن نصف مرد محاسبه میشود.
در دین یارسان تعدد زوجین وجود ندارد و هر مردی مجاز با ازدواج فقط با یک زن است.
در این دین خورشید و آتش بسیار مقدس بوده و پیروان آن معمولا به آنها سوگند یاد میکنند(بر خلاف اسلام).

سیری از حق و حقوق مردم یارسان و ظلم به انها

یارسانیها در طول تاریخ خود، بخصوص در مناطقی که به صورت اقلیت زندگی کرده اند دچار تبعیض از جانب مسلمانان متعصب و همچنین حکومتها بوده اند. تبعیض در حق پیروان دین یاری و آزار آنان پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، شدتی بی سابقه به خود دید. با اینکه یارسانیان از لحاظ جمعیتی بزرگترین اقلیت دینی در ایرانند اما هیچگاه حرکت اعتراضی سازمانیافته ای از آنان سر نزده و همواره کوشیده اند با رعایت قانون، آداب و رسوم خود را در خفا به جا بیاورند و برای احقاق حقوق خود دم نزنند
اصول دوازدهم و سیزدهم همچنین اصل چهاردم قانون اساسی ایران، پیروان دین یاری را جزو اقلیتهای رسمی برنشمرده و برای آنان حقی قائل نشده است. بنابراین یارسانیها در صورت اظهار دین خود، از حقوقی طبیعی همچون ثبت ازدواج، ارث، دریافت خونبها و غیره محروم می شوند. در سازمانهای دولتی استخدام نمی شوند و حق ادامه تحصیل از آنان سلب می شود و همچنین بسیاری حقوق دیگر.
به همین دلیل، یارسانیان در جامعه، در مدرسه، در دانشگاه، در پادگانهای سربازی و مراکز دولتی و استخدامی حتی هنگام معامله و عقد و ازدواج، همواره بناچار و اجبار مجبورند خود را مسلمان شیعه معرفی کنند و سالیان سال است که جامعه یارسان تحت این شرایط به دلیل ترس از جان و نابودی باورها مجبور به قبول و فقط سکوت و مخفی نگه داشتن اعتقادات و ایمانهای درونی خود بوده و هست. این یکی از بزرگترین ظلم هاست در حق مردم یارسان که جعل هوییت میشوند. از همان دوران مهد کودک و وابتدایی سال تحصیلی در ایران است فرزندان یارسانی کرد زبان به اجبار فراگیری قرآن که کتاب مقدس مسلمانان است را باید بپذیرند چرا باید قران را فرا گرفت؟
اگر فرا نگیریند خود و خوانوادش را مرتتد و کافر مینامد و از ادامه تحصیلی منع میگردد . هر چند که از ثبت نام انها در مقاطع دانشگاهی جلوگیری میشود
در قوانین جمهوری اسلامی در رابطه با یادگیری زبان مادری: اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کاملا شفاف و صریح در این خصوص مقرر می دارد : ….. استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.“ همچنین اصول ۱۹، ۲۲ و ٣۲ این قانون با اشاره به برابری و هرگونه عدم تبعیض اجتماعی و فرهنگی و غیره به نوعی دیگر این حق مسلم بشری را مورد شناسایی قرار داده است پس بر طبق قانون جمهوری اسلامی حق مردم کورد ویارسان پایمال شده.:
شرکت کردن در مراسم های مسلمان به اجبار و یاد دادن نماز و خواندن ان به صورت اجباری ظلم و توهین بعدی است یا ممنوع کردن ساخت جم خانه حتی با هزینه مردم یارسان و یا ساخت مسجد وحسینیه در مناظق 100درصد یارسان نشین که میتوان به روستای بان زرده اشاره کرد و یا میتوان به تهمت ها و توهین های که در رسانه های این رژیم اعم از تلویزیون .رادیو و روزنامه اشاره کرد
در یک برنامه سفارشی به نام شطرنج با شیطان که رادیو تهران یک رادیو دولتی جمهوری اسلامی ان را پخش کرد دروغ های زیادی به مانند:دین یاری از مهمان برنامه هین گفتن به پیروانهل حق) نسبت داده میشود. جالب اینجاست که میزبان برنامه سعی کرد از توجامعه یارسان ( اده پیشی بگیرد. این مجری محترم برنامه به جای اینکه عرف مجری گری را رعایت کند وحشتزده و بیشتر با استناد به کتاب آثار الحق که نویسنهجوم میاورد و م مورد ان نورعلی الهی است چیزهای به مردم یارسان نسبت میدهد. اگر بگوییم که مجری برنامه باید شخصی هم از طرف مردبه حرفهای مهمان برنامه جواب میداد کمی پر توقع هستیم چونکه در نظام جمهوری اسلامی همه چیز یک طرفه است و عرف و عادتی و جود ندارد که کسی از خودش دفاع کند.
و روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 9/8/1389 بخشی از متن روزنامه: مردم یارسان را شیطان پرست ودرجم خانه ها جمع می شوند وخروسی به عنوان نذر می کشند.زن ومرد متأهل خواب می بینند که برادر وخواهر شده اند. چراکه در غیاب شوهر خواهر،بر برادرخوانده ها لازم است شب ها به خانه خواهر خوانده رفته و از همسر یکدیگر نگه داری کنند؟!)
و یا روزنامه ی دولتی فرهیختگان در مورخه سیزدهم مهرماه سال 1390 ، در مقاله ای تحت عنوان « درجستجوی عرفان راستین» پس از توهین ها وتهمت های ناروا، مردم اهل حق (یارسان) را« مرتد » نامیده و اعلام نموده که کلیه ی علمای اهل تسنن وشیعه حکم «ارتداد » اهل حق ها را صادر کرده اند.در بخشی دیگر از مقاله ، چنین القا می کند که اساسأ اهل حق قصد تفرقه انداختن بین اهل تشیع وتسنن را دارند این موضوع نه فقط از حیث توهین وافتراء ، بلکه از حیث امنیت اجتماعی برای مردم یارسان بسیار خطرناک می باشد زیرا بیم آن می رود که با انتشارچنین مطالبی نه تنها عرصه زندگی را بریارسانیان تنگ کنند بلکه زمینه های لازم را نیز برای فشار های عقیدتی ونهایتأ حذف فیزیکی آنان بوجود آورند ویارسانی ها را نیز به سرنوشت فراتر از « بهایی ها» دچار می نمایند
و یا خودکشی یک سرباز کُرد حکمت صفری پیرو آیین «یارسان» در پادگان سپاه شهر بیجار در استان کردستان به دلیل آنچه «فشار فرماندهان نظامی روی اعتقاداتش» خوانده شده، اقدام به خودکشی کرد.
ویا خودسوزی اعتراضی سه تن از پیروان دین یارسان (اهل حق) طی کمتر از دو ماه در سال های گذشته
در حالیکه سایر اقلیت های مذهبی در نظام شیعی ایران به صورت نیم بند به رسمیت شناخته شده اند و در مجلس اسلامی رژیم دارای کرسی و نماینده هستند ، یارسان اما ” نجس ” به حساب می آیند و به شدت مورد طرد و سرکوب قرار دارند
کورش بزرگ پادشاه دادگستر ایران در بخشی از اولین منشور حقوق بشر میگوید « اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم : تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد، دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم و يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين کنند . من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه می خواهد، بپرستد » . اگر که بتوانیم سابقه و پیشینه پاک و مبتنی بر ” داد و عدالت ” نیاکان خود را با آنچه که در حال حاضرتوسط حکمرانان اسلامی و وابستگانش درایران رخ میدهد مقایسه کنیم ، مطمئنا از آنچه که بر سر اقلیت های مذهبی و از جمله یارسان میرود بسیار شرمگین و متاثرتر میشویم

از آنچه گذشت:

این مسئله انحصار طلبی اصلی علتهای یکی از و مشخصی شناخته شوند. بدلایل گوناگون نتوانسته اند حتی با نام معینپیروان یارسان (اسلام)، و تحقیر و تبعیض وتهدید و سرکوب سیستماتیک و مداومی بوده که چه ازسوی مراجع و حکام شرع و چه توسط در جامعه مدار دینیکی از نتایج دام .شکنجه .خود کشی .خود سوزی و…که منجبر به اع حاکمان مستبد و سرکوبگر محلی و مرکزی براین مردمان رفته است جانبی چنین وضعیتی بعضا انکار و اختفای اعتقادات و منابع و کتب مذهبی این گروه میباشد. به عنوان مثال در حالی که مراجع مذهبی غالبآزارو سرکوب قرار دهند، در سایه خفقان حاکم وعدم اذیت و آنان را در تیررس یارسانتلاش ورزیده اند تا با شیطان پرست خواندن طرفداران و وجود امکان نشر و ترویج و تبلیغ آزاد و عاری از تعقیب و تنبیه، طرفداران و مراجع این گروه نتوانسته اند بسیاری از متون و کتب مرجعاد خود را منتشر کننداعتق.
ودر کشورهای جهان سوم و عقب مانده و به دور از دموکراسی از دو واژه زشت و کریه “ اقلیت و اکثریت”، همواره ورد زبان بوده، و مردم آن کشور را به دو یا چند دسته نابرابر بخش و تقسیم نمودند. در کشورهای اسلامی، چند پله و مرتبه پست تر و زشت تر می باشد. زیرا اقلیت های مذهبی نه تنها آدم به شمار نمی آیند، بلکه شماری از آن فرقه ها محکوم به نیست و نابودی اند. همین موضوع سبب گردیده که دگراندیشان کشورهای اسلامی مانند یارستانی ها، تا می توانند از با چشم گریان و قلب آکنده از زادگاه خود خداحافظی کرده روانه کشورهای امن و انسان دوست شوند.
.
مجتبی فرضی) کوهالی
Likes(1)Dislikes(0)