شعر بسیار زیبا فرمان عزیز در مورد جوانانی که نا خواسته گرفتار مواد افیونی در این کاروانسرای پر از  نابهنجار
فرمان یکی از کردهای یارسانی است کە تاکنون شعرهای بسیار زیبایی در مورد مشکلات جامعە  سرودە است..

متاسفانه

روزی گذشتم از کوچه باغی
که نغمه سرمیداند،بلبل وزاغ وکلاغی
بهار بود و سبزه ها ترو تازه
پرنده سرمیداد از هرطرف آوازه
می رفتم در این راه با سرور
شکرمیگفتم خداوند راکرورکرور
بدیدم جوانی افتاده در راه
زارو ناتوان،بسختی می کشدآه
به نظر چنین می رسیدکه مرده باشد
یاسرداریست ، که شکست خورده باشد
یا کشتزاریست که آفت زده باشد
یاکه جسم یست، که روح ازان رفته باشد
بدو گفتم چراچنین افتاده ای زار
گرقیمت گزارندت مفت نمی ارزی در بازار
حریفت کیست چنین خورده ای شکست
یا که سکرانی و کرده ای مست
چرا چنین کثیف  و ژولیده ای
مگر،کرمی درکثافت لولیده ای
کیستی و راه و رسمت چیست؟
برادروخواهرت، پدرومادرت کیست؟
به نظر می رسد حریفی سخت داری!
چنین افتاده ای واز جان خود بیزاری!
بازحمت بسیار خود را تکان داد
سخن نتوان گفت کرد’دادوبیداد
چنین گفت اوبعداز ساعتی
پناه برخدا چه حکایتی!!!
گفت حریفم سیخ وسنجاق ولوله ای
چنان نقش زمینم کرد، که برنیایدزهیچ گلوله ای
برادر و خواهرم چشم انتظار
مادرم کور شد ازبس گریست زار
قامت پدرم گشته چون کمان
در وجودش دیگر نیست توان
تنها مانده ام با این سیاه بختی
دیگربریده ام نفس میکشم باسختی
بدو گفتم پاشو، دور کن این کاهلی
همت کن! پناه بر خدا مگر جاهلی
دور کن این افیون از خود
قدر خود بدان،نشواز خودبیخود
بزن بر سینه ی نفس دست رد
پهلوان باش بزن سیلی برآن که تراچنین کرد
دست برزانو بنه و پاشو، به ایست
دوای درد تو فقط یا علی ست
Likes(0)Dislikes(0)