آقای امیرعباس عبدالهی مجری وخبرنگار رادیوتهران صدای پایتخت، دریکی از برنامه های خود بنام شطرنج باشیطان ازآقای حجت الاسلام گودرزی به عنوان مهمان دعوت بعمل آورده بود. این برنامه به پیروان دین یاری (اهل حق) اختصاص داشت.
به راستی طرزسخن گفتن آقای حجت الاسلام گودرزی وصدای گرمشان بسیارجذاب است، من اگر مسلمان بودم قطعآ درهرفرصتی پای منبرایشان حاضرمیشدم تا به صدای گرم وسخنان شیرین آن جناب گوش فرا دهم. هرچندازانسانهای محققی چون ایشان انتظارمیرود که تعصبات فکری، مذهبی، ملی، فرهنگی درنتیجه تحقیقات آنها تآثیرگذارنباشد. ولی فرمایشات آقای حجت السلام گودرزی که به قول مجری برنامه کارشناس فرهنگی ومذهبی هستند ظاهرآ بیطرفانه نبود. متآسفانه ایشان بجای بحثی علمی که به ریشه یابی اعتقادات مردم یارسان بپردازد،به توهین وبرچسب زدن پرداختندکه مآیوس کننده است. درحقیقت آنهائیکه بدنبال مشروعیت بخشیدن به یک دین ومذهب، حقانیت سایر ادیان ومذاهب را زیر سئوال میبرند، هرگزنتیجه ای عایدشان نمیشود. جنگهای مذهبی که ازقرنها پیش زبانه کشیده وحالاهم جهانیان شاهد ادامه آن هستند، جزنکبت وویرانی وبه حدررفتن جان انسانها حاصلی برای جامعه بشری نداشته وندارد. چه کسی میتواند بگوید حق باکیست؟ چه دینی بهترازبقیه ادیان انسانها را به راه راست هدایت میکند؟ آنطوریکه در گذشته انسان به این باوربوده که خورشید بالاتراززمین قرار دارد. امروزباسفرانسان به فضا، پی برده ایم که درفضا معیاری برای بالا ویاپائین وجود ندارد، همانطورهم معیاری برای برتری یک دین بردیگرباورها نمیتوان پیداکرد. برای نجس دانستن مردم یارسان به جزتعصبات مذهبی چه دلیل علمی وقابل قبول میتوانید ارائه کنید؟ فرمودید دین یاری ارزشی برا ی زنان قائل نیست. برای آگاهی همگان عرض میکنم دردین یاری یک مردنمیتواند چندهمسر داشته باشد، سهم دخترو پسرازارث برابراست واگرمواردی بوده که سودجویانی خلاف آن رفتار کرده اند، قوانین جمهوری اسلامی به آنها این امکان را داده است. دین یاری کی ازدواج دخترنه ساله رامجازدانسته؟ کجادیده اید شخص یارسانی بخودخنجربزند ویا به قول آقای گودرزی مهتابی بخورد؟ آقای گودرزی فرمودند تن آزاری خلاف شرع اسلام است، پس چرا حکمی صادرنمیکنند که قمه زنی وزنجیرزنی درزمان آشورا وتاسوعا راممنوع اعلام کنند؟ به نظرایشان اینها تن آزاری نیستند. یا شایدقمه زنی راشرعی میدانند؟ دراینجا می خواهم سئوالی را با آقای حجت الاسلام گودرزی مطرح کنم ونظرآن بزرگواررا درمورد داستان وشخصیت های کتاب زریران زرتشتییان که چندقرن قبل ازاسلام نوشته شده باواقعه کربلا تشابه کامل دارد را جویا شوم، چون اگرتاریخ این دست نوشته بعدازواقعه کربلابود میگفتیم نویسنده آن کوپی برداری کرده، ولی چون قضیه برعکس است تعجب انگیزشده. هرچند پرسشها پایان ندارند، برای مثال دوست داشتم نظرایشان بدانم چرا رسول اکرم چندصباحی قبل ازرحلت، جانشین خودرابه مسمانان معرفی ننمودند تا پیروان دین اسلام دچاراختلاف چنددستگی نشوند؟ چون درست بعد درگذشت ایشان دین اسلام به مذهب شیعه وسنی تقسیم شد. آیا این دو دستگی تآثیرافکارسایرادیان درمیان مسلمانان نبوده؟ برای مثال اسلام تناسخ راقبول ندارد، اما مذهب شیعه به بازگشت امام زمان معتقد است، این را چگونه میتوان توجیه کرد،آیا این یک نوع اعتقاد به تناسخ نیست؟ اناالحق گفتن منصورحلاج ازکجا منشع میگرفت آیا اوراهم باید نجس دانست؟ آیت الله خمینی (ره)دربعضی موارد مخالفت خودرا با منصورحلاج نشان داده ولی هرگزاورا مردود ندانسته، ایشان درمورد حسین بن منصورحلاج فرمودند(همچومنصور خریدار سردار شدم). منصورحلاج درزمان خود پیروان زیادی درمناطق مختلف کرمانشاه داشته اند، همانطورکه تاریخ نشان داده سرچشمه دین یاری دراین منطقه ازکردستان بوده وافکارمنصورحلاج نیزبخاطرمعاشرت با این مردم ازدین یاری بهره گرفته، درجائی منصورحلاج میفرماید(استادمن وصاحب من، ابلیس وفرعون است، به آتش بترسانیدند ابلیس را، ازدعوی خودبازگشت؟ فرعون را به دریا غرق نمودند، ازدعوی خود بازگشت؟فرعون ازروی کشفی که ازخدا پیداکرده بود ادعای ربوبیت کرد) الطوامیس ص51

آقای حجت الاسلام گودرزی آغاز دین یاری رابه سلطان سحاک منصوب دانستند، که خلاف شواهد تاریخی است. دین یاری را میتوان به دوره های مختلف تقسیم نمود(برای مثال فقط به چند دوره اشاره میکنم شاه خوشین،باباناعوث،بهلول،باباجلیل،باباسرهنگ) طبق فرمایش دفترمقدس دیوانه گوره در دوره باباسرهنگ، ذات وعده ظهورمجدد درپردیوررا داد. بهمین خاطرداود، پیرموسی وبنیامین مجددآ درجامه دیگر(منظورتناسخ وحلول درجسمی دیگر) درکوه شاهو به دورهم جمع میشوند، با گشودن دیده بصیرت ظهورذات را درمنزل شیخ عیسی میابند وبه منزل وی میروند تا تولد سلطان انتظارمیکشند، ازآن پس داود وپیرموسی وبنیامین درخدمت سلطان قرارمیگیرند. سالها بعد شیخ عیسی پدرسلطان سهاک اقدام به بنای مسجدی مینماید، هنگامیکه سرستون اصلی مسجد رامیخواهند بگذارند متوجه کوتاه بودن آن میشوند، دراین هنگام سلطان به داود میگوید سرستون را بگیر وخودنیزسردیگر ستون رامیگیرد ومیکشد. ستون از دیواربلندتر میشود،( مسجدوسرستون آن دربرزنجه موجوداست) شیخ عیسی وقتیکه متوجه این امرمیگردد، جویا میشود چه کسی اینکاررا کرده؟ سلطان درجواب میگوید کارکاکته (بخاطراین حرف سلطان مردم یارسان راهم کاکه ای مینامند) شیخ عیسی میفرماید دوحاکم دریک شهرنمیگنجند ما باید به کعبه وخانه خدابرویم مسائل خودرادرآنجا به داوری بگذاریم. شیخ ازسلطان میخواهد همراهیش کند، او میگوید شما تشریف ببرید من هم خواهم آمد. وقتیکه شیخ به محل میرسد سلطان رادرآنجامیبیند، به ذات سلطان اقرار میکند ودربازگشت چشم ازدنیا میبندد.بعدازمرگ پدر،برادران به سلطان میگویند که باید برزنجه را ترک نماید، ازارث پدری سه قطعه وسیله به اومیدهند، سلطان وهمراهان وی به غاری بنام مرنو میروند. ولی خشم و حسادت برادران فروکش نمیکند، تصمیم میگیرند اوراازبین ببرند. با تعدادی ازهمفکران خودغارمرنورا محاصره مینمایند وبعداز سه شبانه روز برادران سلطان وهمراهانشان ازبین میروند. بخاطربزرگداشت مقاومت سلطان وهمراهانش، پیروان دین یاری سه روز روزه میگیرند. که آقای حجت الاسلام گودرزی آنرا منصوب به سه روز روزه یهودیان دانستند که اشتباه کامل است.
ازیکطرف آقای گودرزی میفرمایند (فرقه) اهل حق مکتوب نیست وبلافاصله دفاتریاری را مرجع فرمایشات خودشان قرار میدهد. درست است سلطان دریک خانواده کورد سنی چشم بدنیا گشود، ولی خود اوهرگز سنی نبوده. حال فرض کنیم سنی بوده، مگرپیروان اهل سنت علی را قبول دارند؟؟
یکی ازسئولاتی که آقای عبدالهی مجری برنامه مطرح کرد( چرا سلطان بجای هورامان به نجف نرفت؟) برای روشن شدن این موضوع توضیحی مختصرلازم است. وقتی بنده میتوانم بگویم درخدمت آقای گودرزی هستم که حجت الاسلام گودرزی درمحل حضورداشته باشد. ولی اگرلباس های آقای گودرزی به جوب لباسی آویزان باشد وخودشان درمحل تشریف نداشته باشند، من نمیتوانم لباسهای اورا حجت الاسلام بدانم، چون آقای حجت الاسلام گودرزی درمحل حضورندارند. پیروان دین یاری مرده پرست نیستند،چون به تناسخ اعتقاد دارند. پیکره حضرت علی درنخف به خاک سپرده شده، ولی ذات خداوندی با آن جسم به خاک سپرده نشده است. مقبره حضرت علی برای ما محترم است همانطوریکه لباسهای آقای گودرزی را مثال قرار دادم، جسم حضرت علی هم لباس ذات خدابوده. آقای گودرزی درادامه سخنانشان فرمودند چطور میشود کسیکه امامت حضرت علی راقبول نکرده، یکدفعه اورا خدا میخواند؟ آقای گودرزی فکرنمیکنم خداوند مثل طلاب وروحانیون برای به خدائی رسیدن مجبورباشد مراحل مختلفی را بگذراند،به گفته شما باید سلطان اول به امامت علی اقرارمیکرد تا بعد بتواند بگوید حضرت علی ازامامت به خدائی رسیده. آقای حجت الاسلام گودرزی، مردم یارسان معتقد هستند ذات خدائی که درعلی بود، همان ذاتی است که درسلطان ظهورکردوبه هیچ عنوان اعتقاد ندارند که چندین خدا وجوددارد بلکه ذات خداوندیست که درهمه انسانها ودرهمه جاحضورداردوچون درهمه جا وجود دارد نمیتوانیم بگوئیم خدایکی نیست. ایشان مردم یارسان رامتهم کردند که میان خواهروبرادر روابط نامشروع وجود دارد، مردم مسلمانیکه ازنزدیک با یارسانیان ارتباط دارند میتوانند دراین موردشهادت بدهند تا چه اندازه صحبت های آقا گودرزی بی پایه واساس است. من بطور سربسته دراین چند خط پیام خودرا به ایشان رساندم، امیدوارم که آقای گودرزی هم توجه بفرمایند ودرآینده به افترا شخص و یا عده ای رامتهم نکنند. خودایشآن میدانند در اسلام افترا گناه است. میتوانستم به تمامی برچسب ها یک به یک جوابگو باشم، اما بهتراست قضاوت را به انسانهای آگاه بسپاریم. مردم یارسان همانگونه که برای دین خود احترام قائلند به همان میزان تمامی ادیان ومذاهب رامحترم میشمارند ونمیشود آنهارا خطر امنیتی خواند.
یاریکورد

سیدفرهاد حیدری

Likes(0)Dislikes(0)