( قسمت اول )

نویسندە سید اردلان اجاق

:یاهو به دینتان :

اجازه میخواهم که در رابطه با کلام ، که شیرازه دین یاری میباشد ، سخنی به اندازه درک ناقصم داشته باشم .

همانگونه که همه میدانیم کلام در اصل ستون و پایه و پیکره دین یاری میباشد . و به همین دلیل است که معمولا زمانی که دین یاری در هر مقطعی از زمان که مورد هجوم واقع شده ، معمولا متجاوزان به حریم یارسان،  آگاهانه به سراغ کلامهایش رفته و کلامها را مورد حمله قرار داده اند.

واقعیت مسئله این است که کلام در دین یاری ، یعنی خود دین یاری. کلام ، یعنی هویت دین ما، کلام یعنی شناسنامه دین یاری و در کل کلام یعنی همه دین و باور ما ، و چقدر انسان غمگین میگردد که ما یارسانیها نسبت به این شیرازه و ارکان باوریمان چقدر بی تفاوت و یا چقدر راحت به خود اجازه میدهیم که وارد حریمش شده و بدون ترس اقدام به دستکاری و یا تغییر واژگانش کنیم .

مسئله مهم دیگر که نشات گرفته از دیدگاه اول میباشد ، عدم ورود ما به عمق کلام و کالبد شکافی واژگان آن میباشد ، که در ارائه آن در کانالها و گروههای یارسانی به وفور دیده میشود . تا جایی که مثلا یک بند کلام که هشت خشت میباشد ، نگارنده بزرگوار آن ، کل هشت خشت را در چهار خط معنی و در شبکه های اجتماعی ارائه میدهد ، واین یعنی فاجعه در دین یاری .

کلامی که هر واژه آن میتوان با توجه به سند و فاکتهای مختلف عرفانی و تایید کتابهای ادیان ابراهیمی ، نیاز به ساعتها وقت و کتابت و نوشتار دارد که درنهایت منتج به صدها برگ کاغذ ، که خود کتابی خواهد بود ، بعضا دیده میشود که همان واژه در کمترین معنی ممکن ، قید میگردد که ، یا نگارنده از کلام بی اطلاع و یا حضرت حق نخواسته نظر دیگری در این کار میباشد که میشه فهمید ، نظر اول بیشتر میتواند صحیح باشد .

یکی دیگر از بیگانگی ما با کلامهای یاری ، درماندگی ما در انطباق گفتار کلامی با دانش روز و در کل این جهان هستیست .

واقعیت مسئله این است که ما با دانش روز که تماما در کلامهای یارسانی وجود دارد ، باید آشنا بوده و بر این باور باشیم که ما یارسانیها نه تنها از علم امروز فیزیک گریزان نبوده بلکه میتوانیم به عنوان جلودار متافیزیکیان با اسناد کلامی به مباحثه جانانه  با آن برویم .

در مبحث خلقت که به زیبایی تمام در دوره مرنو به آن اشاره شده و در کلام حضرت شیخ امیر به عنوان موید آن آورده شده ، ما هرگز به موشکافی آن نرفتیم و خود را درگیر حصارهای پیله گونه ، که نهایت آن ایجاد درگیری و چالش بین یارسان بود کردیم .

کلامهای یاری را در بعد ، راهنما ، قانون دین ، ارائه طریق برای یار ، اسما حق ، یاری یاوری ، دون به دون ، ریاضت در دین و شرط و جم و هزاران بحث دیگر اجتماعی میتوان دید و تأسف بار آنجاست که ما هرگز به طرف موشکافی در آن نرفتیم و بسیار بسیار ساده از کنارش گذشتیم و بیشتر از آنکه خواسته باشیم به کلام استناد کنیم به برداشت خودمان توجه و تکیه کردیم و همین باعث انحراف ما از راه اصلی و نهایتا باعث تشکیل نطفه  خودخواهی و خود پرستی گردید .

حضرت نعمت در دوره بابا ناوس که ما در پردیور با نام مبارک حضرت شاه ابراهیم او را میشناسیم میفرمایند :

نواچان کلام هیچن بی تاثیر
کلام حساون پی میردان دسگیر
دسگیر کلامن قنیات و جمی
از آ سواره نان نا شادی و شمی

همانگونه که از کلام حضرت نعمت برمی آید مشخص است که میفرماید :

هرگز نگویید که کلام جایگاهی در دین و تربیت یاران نداشته و تاثیر گذاری آن هیچ و پوچ میباشد ، بلکه کلام است که میتواند یاران پیرو دین یاری را دستگیری و امداد کرده و آنها را از بحرانی ترین لحظه ها خارج نموده و به سر منزل مقصود برساند .

البته در اینجا استفاده از واژه میردان نه تنها جنسیت نمیباشد بلکه به هریار با هر جنسیتی اطلاق میگردد که در راه دین حضرت سلطان عالم پاسدار شرط ازلی میباشد .

حضرت در نیم خشت بعدی ، در زیبایی تمام میفرماید:که نجات دهنده و مدد کار و فریاد رس هر یار ، در گام اول کلام میباشد ، و کلام است که تغذیه کننده روح سالک ، چه در جمخانه و چه در اجتماع است. حضرت در اینجا اعتقاد دارد که کلام است که میتواند راهنمای هر یار بوده و باعث آگاهی او از دین یاری شده ، تا بتواند در راه سلوک با اعتماد به نفس این وادیان سخت را طی کند .

و در خشت آخر حضرت ، ماهیت مسئولیتی خود را مطرح کرده ، البته پس از معطوف کردن توجه یاران به فرامین قبلی .

به امید حضرت سلطان در نوشتار بعدی به تفصیل به مبحث کلام در دین یاری خواهیم پرداخت .

(قسمت دوم)

یاران گرانقدر ، سالکان و رهروان صدیق دین یاری ،
اجازه میخواهم در دنباله مبحث جایگاه کلام در دین یاری ، از منظری متفاوت ، دوباره وارد این مبحث شویم .

مدد میگیرم از حضرت بابا ناوس و دست افشانی میکنیم در گلستان حضرت تا خوشه چین چند خشت کلام از خود حضرت باشیم .

حضرت در قسمتی از کلام گهربار خود با سربند بیدی بماره میفرماید:

و دعا و تدبیر نه جم بنشیاره
میردانم آو هم بده ن  دستباره
وی شون کلام بلان و راره
و راره بلان شرط و کوله وه
وکلام راست شرط و قو له وه
یکتر باوران نه رای چوله وه
دوستان جم بیردی گرد په ی  موله وه
بارم قدیمن دیدن دوله وه

همانگونه که از ماهیت کلام مشخص است ، دنیایی از مباحث عرفانی و حقانی در آن استتار میباشد ، که با توجه به ظرف کوچک حقیر ، به اندازه درک ناقصم ، آنها را با شما فرهیختگان مورد بررسی قرار خواهم داد .

حضرت در نیم خشت آغازین ، اشاره به دو واژه دعا و تدبیر دارند و نظر به اینکه این دو اصل را تایید نشستن در  جم حقانی و بسته دانسته،  لذا مشخص است که کلام مورد نظر حضرت بابا ناوس،  تمام ارکان جم یاریست که در چهار چوب دعا و تدبیر ، که در باره آن توضیح داده خواهد شد ، میباشد .

اولین مسئله که حضرت مد نظر دارند ، وآن  قید واژه دعا میباشد .  که وظیفه  سرجم و پیران بزرگوار در دین یاری است ، چرا که کلام حضرت آستا میفرماید :

دعا و سید رواجن معاف
سرجم اول عنقا بی سحاف

که در این  خشت  کلام مشخص است که منظور کلام این است که دعا در جم یاری ، فقط و فقط مختص سادات جلیل القدر یاری میباشند ، بدون تقدم هر کدام از آنها بر دیگری ، که اگر فرصتی بدست آید به امید حضرت سلطان به این مبحث نیز پرداخته خواهد شد . تا جایگاه واژه (اولین) در نیم خشت دوم هویدا و مشخص شود .

واژه دیگری که در  نیم خشت آغازین بحثمان بکار رفته ، واژه متبرک تدبیر میباشد که با توجه به ماهیت کلام موجود ، میتوان برداشت نمود که هدف حضرت حق ، همان تکبیر و بزرگداشتن عظمت حضرت سلطان عالم میباشد .

پس با قبول این مطلب میتوان به این اصل نیز واقف شد که از نظر حضرت جمی را جم میداند که سید  و دلیل در آن حضور داشته باشند.  که لازم است در رابطه با دلیل ، توضیحاتی داده شود و آن اینکه امروز با توجه به عملکرد بد همه ما یارسانیها معمولا دنباله  بیشتر دلیلهایمان  مثل دنباله هفت خلیفه گم شده و لذا ما از وکیل به عنوان خادم استفاده میکنیم که امروزه ، این امر ، به یک امر طبیعی تبدیل شده ، ولی لازم است که در اینجا عرض کنم که ما در رابطه با زمان سرسپاری و جوز شکستن ، طبق دستور حضرت سلطان در دوره گلیمه کول که میفرماید :

عامیان جه دلیل نوا چه میانه
هر کس نه جای ویش بدو بیانه

ما حق انتخاب وکیل از یاران عامی نداشته مگر از نسل هفتاد و دو پیر ، شاید امروز بتوانیم با یک همت بلند توسط همه یارسان ، خاندانهای دلیلی که هم اکنون شناسایی شده اند و در حال حاظر دستگیر یاران میباشند را حفظ کنیم .

حضرت در نیم خشت بعدی نظر یارسان را از جم بسته به جمیاری به معنی اخص کلمه معطوف داشته که اجازه میخواهم با هم سری به گلستان حضرت شیخ امیر زده و سر بند کلامی را مطرح نموده که مد نظر حضرت بابا ناوس است . حضرت شیخ امیر میفرماید :

دله جمیار بو
خاص نین آشنا هر نه جم یار بو

و مشخص است که حضرت لبیک به کلام حضرت بابا ناوس زده و کل کلام در اصل تفسیری بر این گفتار است .

حضرت بابا ناوس در اینجا درس یاری و یاوری هر یار را به عنوان تربیت دینی و اعتقادی در جمخانه دانسته و دستور ایشان بر این اصل است که هر آنچه یار در جم به عنوان یاوری ، ادب،  مقید بودن و هزاران تفسیر دیگر از آن باید در اجتماع مورد استفاده قرار گیرد ، و در اصل این همان ادب و تربیت دین یاریست .

به امید حضرت بابا ناوس ، در نوشتار آینده به خشت دیگری از کلام قید شده در آغاز نوشتار میپردازیم .

اول و آخر یار

Likes(2)Dislikes(0)