دیرست هیولای مرگ برای ایران اهورایی سایه افکنده است و زندگی و ساختار طبیعی زندگی هر ایرانی را رو به زوال و نابودی کشانده است که این موج پلشت و پلید رشته های حیات و زیستن را به نشانه رفته و مقوله بودن را نکوهش کرد و به ترفندهای گوناگون آن بر علیه خود قلم داد نموده و بر معدوم کردن آن همت می گمارد. در کش و قوس تاریخ ایران زمین، از همان روز گشنه ایی از دیار تازی به شوق اندکی نان و جرعه ایی آب بر آستان فرمانروایان ایران بزم نوکری و غلامی را رشته می کردند و چشم امید و شکم آنها به دستان ایرانی بود و دم و باز دم حیات آنها سینی زر خیز ایران بود،باید این زیتون اندیشه دریوزگی و انتقام گیری و نمک نشناسی این ملت خشک ناخن و عصیان دیده خدایی را در اعماق وجود خود می پروراندیم و برای مباداها که ممکن است چهره واقعی به خود بگیر چاره اندیشی می کردیم.گمانها که در ذهن شیر بی یال و کوپال تازی در خیال خامش نمی گنجید روی واقعیت به خود دید و صدای تالان گری و چپاول آنها بر دیوار کسری و مدائن متبلور گردید و این چنین ایرانی که وسعت سرزمینش از ملک هند و چین و ماچین می گذشت و تا دریای سیاه امتداد داشت در یوغ ملخ خوارنی که قوت خود و خوشبختی خود را در یافتن سوسماری بی آزار می دیدند و الله خود را سپاس می نمودند.این ایادی که گرسنگان و تشنه گان واحه های بیابانهای عرب بودند تا جایی رسیدند که اریکه شاهی را طلب می نمودند!! واسفا!!!! به قول فردوسی بزرگ : چو تخت با منبر برابر شود ، همه نام بوبکر و عمر شود. آری چنین مقدر گردید که ولگردهای ساکن تخته سنگ های سوخته کویرهای حجاز از تخت فرود آمده و عزم منبر و اریکه کرده اند و با سنبه جهالت،وحشی گری ،درندگی خویی و بی رحمی و فتل و کشتار بر ایران زمین سکنا گزیدند. با ابزارهای زور و خیانت معانی اصیل ایرانی را در مفهموم دیگری برای کودکان نو پا تعریف و تدریس می کردند تا در گذشت زمان از آنها به عنوان بار منفی بر ضد خود، آنها را بکار ببرند.به عنوان نمونه کلمه مجوس که اعراب بیابانی به زرتشتی ها اطلاق میکردند با این بار معنایی نجس به حساب آمده است و ناگفته پیداست با تسلط اعراب بر ایران این مفاهیم ساخته و پرداخته شده است گر نیک بنگریم تازیهایی که که در انواع نجاسات می لولیدن از تجاوز،ارتباط محارم،زنده بگو کردن و خوردن جانورانی چون سوسمار و ملخ و غیره… چگونه بر ملتی متمدن این تعابیر زننده و شایسته خود را روا می داشتند!!! که به خودی خود نشان می دهد که غاصبان این مرز بوم در صدد بودند تمام چارچوب و ساختار فرهنگی و اجتماعی ایران را بهم ریخته و پان عربیسم وحشی که نمونه های آنها رژیم آخوندی و داعش است، را جایگرین بکنند که سنگ ساروج اصالت فرتوت ناپذیر ایرانی هیچ وقت اجازه تعرض تمام کمال به تازیهای بیابانی را نداد تا بار شوم به مقصد رسد.از این همه مقدمه چینی گزیری نداشتم برای یاد آوری تاریخ پر فراز و نشیب ملک اهورایی که بسان گذشته همچنان نیز دستخوش بدترین هجمه های و جنایات توسط وام داران فرهنگ تهی و بی مایه تازی قرار گرفته است. در رسانه ها موضوع سگ کشی سایه ایی سنگین بر رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی انداخته است که این جنایت به شیوه هولناک به وسیله تزریق اسید و شلیک مستقیم، توسط ارابه داران فرهنگ تازی در ایران در حال انجام است و وقتی به ریشه و گذشته آن مینگریم از فرهنگ ضد بشری تازی سرچشمه گرفته ست و اینکه چرا ایران آخوندی و اعراب تازی با سگ مشکل دارند و آن را نجس میخوانند. تاریخ نجس بودن سگ به 1400 سال قبل بر می گردد که ایرنیها برای نگهداری از خود و خانواده و احشام خود، سگان چندی را پرورش داده بود و نگهداری می کرد و بسیار هم به این سگها احترام می گذاشتند. اگر به حجاری های باستانی و گذشته ایران توجه کنید به این اهمیت خواهید رسید . در تنگه ی کول فرح ایذه (( استان خوزستان )) ، مدارکی دال بر حرمت به سگها وجود دارد، البته اگر تا امروز از بین نرفته باشد . در آن دوران ، خانه ای در ایران نبود که یک ، یا چند سگِ تنومند مانند گندال( گندال قوی ترین سگ جهان است که در زبان کوردی به آن گمال گفته می شود ) نداشته باشد که بهترین اسلحه برای مقابله با متجاوزان و حیوانات درنده بوده بخصوص حیواناتی چون شیر و پلنگ و گرگ ، و دیگر جانوران وحشی که در آن دوران در ایران فراوان بودند.وجود این سگها کار اعراب متجاوز را هم برای تصرف دهکده ها و شهر ها سخت کرده بود و از صاحبان خود به شدت دفاع میکردند ، این سگ ها بسیار هم کارآیی داشتند و با متجاوزان بدجوری درگیر می شدند و گاهی آنها را تکه پاره می کردند.اعراب در حمله های مکرر خود ، مدام با این سگها در گیر بودند ، و خسارات جانی زیادی متحمل شدند وجود این سگها در ایران ، خود یک لشگر بزرگ در مقابل اعراب شده بود . این شد که با جعل حدیثی از کارخانه حدیث سازی کسانی چون ابو هریره و ابو دُردا و امثال آنها ، نجس بودن سگ مطرح شده و این فتوا در طول زمان در فرهنگ ایران و اسلام پا گرفت و مایه تاسف است!!! در حال حاضر این موضوع جا افتاده اعراب هنوز هم سخت از سگ میترسند چون در عربستان به خاطر گرمای شدید ، سگ دوام نمی آورد ، این بود که اعراب اصلا با فرهنگ موجودی به نام سگ ، بطور کلی بیگانه بودند.صدور این فتوای جعلی ،باعث شد که اعراب ، سگ داشتن و نگهداری از سگ را برای ملت ایران حرام بدانند تا مبادا دوباره ایرانی ها یک لشگر مخوف و جنگی از سگها داشته باشند. در آن دوران ، این سگها اعراب زیادی را در جنگ ها و شهرها و دهکده ها تکه پاره کرده بودند عرب ها از ترس تکرار فاجعه ی برخوردشان با سگها ، با صدور این فتوا ، بهانه ای یافتند تا نگذارند ایرانیان سگ نگهداری نمایند… (منبع از نوشته های میترا اَشوان / از کتاب مانتره)
این آئین مسلمانی تازی که در سایه خوی سبعیت و وحشی گری خود دنیا را در نوردیده است هر عنوان یک مقوله ایی را که مغایر اندیشه خود بیابد رد و عزم بر نابود کردن آن دارد و چارچوب نمی شناسد و به هیچ اصول اخلاقی که از آن دم می زند پایبند نیست، که این سنت و قانون شکنی از قتل و کشتار و تجاوز و غنیمت گرفتن زن و دختران جوان است تا قتل و کشتار بی دلیل حیوانات زبان بسته که دادشان به هیچ جایی نمی رسد. با نام انسان این جنایات غیر انسانی رژیم جمهوری اسلامی را محکوم می کنیم و این چنین رفتارها لکه ننگ دیگریست برتارک منحوس رژیم منفور رژیم آخوندی ، که از این اعمال شنیع و دور از عقل و شعور انسانی دست بر دارند و مرتکبان این جنایات را باز خواست نمایند.
احد اسماعیلی زاده
24.04.2015

Likes(0)Dislikes(0)