زمان در حال گذر و در چند قدمی انتخابات ٢٩ اردیبهشت امسال قرار گرفتەایم . مانند همیشە تنور انتقادها گرم و نسخە پیجیها از هر طرف چە اپوزسیون و چە آنانی کە خود را برای انتخاب آمدە کردەاند فراوان. دغدغەی مردم هم این است کە با این انتخابات چە باید کرد ، برای مشروعیت زدایی از این رژیم چە باید کرد .در این روزها هر گروه  و کسانی کە روی خوشی از این رژیم ندارند بە شکلهای مختلف نسخە پیچیهای اراعه دادەاند کە بی گمان تازگی ندارد.
گروهایی هستند کە تحریم را موثر دانستە و گروهی دیگر آنرا نا موثر و دیگر اشکال مخالفتها کە سالهاست بە کرار آنرا میبینیم و میشنویم. بی گمان شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات حق افراد آن جامعە است کە در داخل آن زندگی میکنند و کسی نمیتواند از دور تعیین تکلیف کند.

 تجربە ٣٨ سال  رژیم اسلامی نشان دادە است کە افراد و گروهای داخل کشور انتخابات را تحریم نمیکنند، بنابراین تحریم انتخابات همیشە از طرف چند گروهی خاص خارج از کشور مورد تحریم قرار گرفتە کە خیلی کم تاثیر  بودە است .گروهای موافق تحریم زمانی میتوانند بە مبارزە سفید خود دست پیدا کنند کە الترناتیف فعال و کار آمدی از خود بە نمایش گذاردە و یا بە تعبیر دیگر، اگر هدف کاهش چشمگیر مشارکت مردم در انتخابات است در آن صورت باید مکانیزمی فراگیرتر از خواسته های جامعە در آن گنجاندە باشند کە بە نحوی بتوانند از رژیم مشروعیت زدایی کنند.

 بررسی یازدهمین دورەی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران کاملا پاسخ پرسش موثر یا نا موثر تحریم را روشن میسازد ، بدون تردید مشارکت بالای ٥٠ درصدی مردم نشان میدهد کە گروهای خواستار تحریم نتوانستەاند در روند انتخابات تاثیر چشمگیری  داشتە باشند ،( اما منظور بندە در این مطلب خدای نکردە مشروعیت بخشیدن بە رژیم جمهوری اسلامی ایران نیست) در اینکە ساختار قدرت و تمام خیمە شب بازیهای بە نام انتخابات و غیرە در جامعە ایران، نا شفاف و غیر دموکراتیک و کاملا استبدای است ، گمان نمیکنم کسی در این مورد شکی داشتە باشد.

 بە سخن دیگر میخواهم بر این نکتە تاکید کردە باشم کە آنچە کە قدرتمندان و دولتمردان در ایران میکنند ، تقریبا در اکثریت موارد ربطی بە انتخاب و رای مردم ندارد و رای مردم کمتر تاثیری در سرنوشت قدرتمندان پشت صحنە قدرت رژیم دارد. یعنی میخواهم بگویم برای آنانی کە امروزە از دور بر طبل تحریم انتخابات میکوبند و با تومار یک صفحەی میخواهند این رژیم و قدرت را بە  چالش بکشند، بی گمان راهی بست دراز و طولانی در پیش دارند و تجربە بە ما نشان دادە است کە این گروها نمیتوانند هیچ ترەی هم برای مردم ایران و اقلیتها دیگر ادیان مانند بهایی ، مسیحی و یارسانی کە سالیان متمالی در زیر فشار و تبیعضهای چندگانە هستند خورد کنند.

 اگر چە امروزە بعضی از سران ردە اول رژیم برای کسب رای زیادتر بە شهرهای غیرە شیعە سفر کردەاند ، اما در حقیقت هیچ از تبعیض و ناعدالتی کە بر آنها روا داشتەاند کم نخواهد کرد. خیلیها از مردم ایران و بخصوص ملت کورد و در راس آن پیروان آیین یاری چشم انداز بر طرف شدن تمام تبعیض و نا عدالتی اجتماعی هستنند کە در قانون اساسی رژیم ثبت و در حال اجرا است میباشند کە بە گمان من همین امر سران رژیم را وا داشتە است کە بە خواستەهای دیگر اقلیتها مانند یارسانیان کەدر طول زمامداری و ظهور اسلام سیاسی در ایران در زیر سخترین فشار و جناساید فرهنگی بودە و هستیم .

 سفر روحانی بە استان کورد نیشین کرمانشاە کە اکثریت آن یارسانی هستند در همین راستا  بودە کە بخواهد در این بازی سیاسی و جنگ زرگری خود اعتباری کسب و رای بیشتری نصیب خود سازد.   یکی از مصائب پر هزینە خود کامگی و استبداد کە سالهاست سایە شوم خود را بر سر ملیتهای ایران کشانیدە است بی قانونی شدن جامعە است .

 این قانون بربری مذهبی امروزە در ایران ملی و نهادینە شدە است همین علت اگر عمدەترین علت عقب ماندگی ما نباشد بی گمان در عقب ماندگی ما از ضوابط دنیای مدرن نقش بسیار مهمی دارد.روشن است در نبود قانون مردم سالاری معیارە شخصی میشوند و معیارهای شخصی شدە هم با تبعیض و نا عدالتی اجتماعی همراە خواهد بود.در چنین جامعەی ثبات سیاسی و اجتماعی لرزان و ناامن خواهد بود کە امروز سراسر هیکل و پایەهای رژیم جمهوری اسلامی را در خود بلعیدە است .

 در ارزیابی آنچە کە در ایران در حال گذار است بسیار سخنهاست کە باید گفتە شود .، ولی بە اختصار ، و بە ویژە با توجە بە تحولات اخیرو در چار چوب این نوشتار کوتاە ،می باید از دعوای  درون نظام مذهبی حاکم سخن گفت کە بە گمان خیلی از تحلیلگران سیاسی جدی و اساسی است . این کە این جنگ زرگری بە کجا میرسد ، آیندە میداند، ولی عبرت آموز خواهد بود کە این جنگ قدرت ، در عین حال، هم چون شمشیر چند لبە ای است کە بە هر سو کە چرخ خورد ، گردن شماری از گردانندگان همین نظام را می زند.و در آن زمان میشود نشانەهای آتش زیر خاکستر را مشاهدە کرد بی گمان پی آمد نهائی این جنگ و دعوا زرگری بە روشن شدن روزنەی امیدی خواهد بود کە سالهاست مردم در آن سوی تونل در انتظارش هستند. اما نقش گروهای کە خود را آلترناتیف و جایگزین معرفی میکنند در این مورد چە نقشی دارند خیلی روشن نیست ، در انتظار امام موعد نشستە و گاە نە گاهی نسخەی برای مردم آن سوی مرض پیچیدە و وعدەی سر خرمن بە آنها خواهند داد، بدون تاثیر در تبعید و یا در  کمپهای کە سالهاست در آن پناە گرفتەاند بە عمر خود ادامە میدهند ،

 افراد و گروهای مقیم خارج از کشور ، با وجود موقعیتی کە دارند همە مطالباتشان را با یک تومار یک صفحەی پسندە کردەاند و گوهی همین باید میکردنند کە میکنند ضعف و نا توانی رژیم کنونی در ایران بیشتر از هر زمانی بە نقطە انفجار رسیدە است و آنچە کە بە گمان من ، بحث بر نمیدارد ، شکافهای عمیقی است کە در همە ارکانهای قدرت این نظام مردود پیش آمدە است و ترس و واهمە از فراتر رفتن این شکافها و بە واقع فروپاشی کامل آن است کە رهبران مذهبی و قدرتهای پشت پردەی این نظام رابە تکاپو انداختە است تا بە یک بارە  از خواب ١٠٠ روزە .بیدار شوند .

.دلیل مضحک بودن مردمی و انتخابات مردمی این رژیم نمیتواند لازمە تضمین یا بیمە کردن این رژیمم تک محور را بە دنبال داشتە باشد. دیری نخواهد کشید کە مردم و جامعە ایران و ملیتهای در بند در  این رژیم استبدادی رای حقیقی خود را در صندوق دلخواە خود کە همان آزادی و حق تعیین سر نوشت خویش است خواهد انداخت و کاسە و بساط این رژیم را در هم کوبید ، و آن زمان است کە در زندانهایی گوانتاناموی اسلامی را بر روی این رژیم و تمامی افرادی کە بە این رژیم وفاە دارند خواهد بست .

بە امید آزادی برای ملیتهای در بند ایران .

 کاکی رستم الماسی

Likes(0)Dislikes(0)