با علم به اينكه هر جامعه اى،بالاخص جامعه يارسان با توجه مرارتها و مصاعبى كه طى قرون و اعصار همواره با آن در ستيز بوده ،نيازمند قشر تحصيل كرده و آنچه نخبه ى جامعه ناميده مى شود،است،ليكن مبارزه براى تحقق اهداف صحيح و پيشرفت جامعه ،وجود فرد يا افراد حرفه اى در مبارزه كه از بطن ملت آمده اند،از استعداد و ظرفيت ايجاد تغيير بيشترى برخوردار هستند تا فرد يا افرادي كه خود را بخشى از جامعه ولى فراتر از همنوعان خود مى دانند.
متاسفانه در جامعه يارسان ،بويژه در خارج كشور افرادى وجود دارند كه در تنظيم رابطه يوميه  با ساير يارسانيان   خود را چنان «فرهيخته» مى پندارند كه انگار عدم تداخل و دورى آنها اين جامعه را با كمبود جدى مواجه مى كند و آنها بايستى مانند قرنيه چشم مورد «بزرگى» قرار گرفته و جايگاهى فراتر از يك يارسانى «عادى» داشته باشند.
اين نخبگان در عالم اوهام خود ،تكامل جامعه يارسان را منوط به سيطره بر – و «احترام غايي» دهكهاى پايينى «به ايشان فرض مى كنند.
آن روى سكه اين اسلوب و  رفتار اگوئيستى ،تواضع تهوع آور در برابر جوامع و جهان خارج از جامعه يارسان است.
اين نخبگان متكبر از اين واقعيت عافل هستند كه ارزش هر فرد و شخصيتى در تنظيم رابطه با هم سرنوشتان خويش سنجيده مى شود.
برخى از اين نخبگان در رفتار و كردار با يارسانيان خود را هماورد آينشتاين فرض مى كنند در حالى كه به جرأت مى توان گفت كه از سفره يارسانى بودن تغذيه مى كنند ولى در خدمت اهداف و  اميال غير يارسانى هستند .
برخى از اين نحبگان خود را وارث «نيچه»و ماركس و انگلس و…. فرض مى كنند در حالى كه وقتى كه پاى مصالح عالى جامعه يارسان در ميان باشد،خود را به ارزانترين شيوه ممكن در خدمت «بدخواهان»جامعه يارسان قرار مى دهند.
فى المثل اگر حادثه اى براى جامعه پيش بيايد تنها در صورت تمكين اكثريت به ايده و نظريه ايشان حاضرند در يك جمع يارسانى ولو فورماليستى حضور داشته باشند.
نسل زحمتكش و كوشنده سياسى ،مدنى و حقوق بشرى جامعه يارسان كه بار بزرگ دفاع از حقوق اين را به دوش مى كشند،بايستى اغماض مرسوم و كهنه شده را كنارى گذاشته و با افشاى اين «نخبه»نما اين جامعه را ازاين بورژوا-ليبرالهاى خود كم بين تطهير كنند،در اين صورت شانس موفقيت و همگرايي درون جامعه يارسان تقويت شده ورفتار «دوزيستهاى نخبه نما» بيشتر در معرض ديد قرار مى گيرد.

ن.نظرى

ادامه دار

Likes(7)Dislikes(0)