از هرسو که باد میوزد عبدالله مهتدی آنجاست.
این نوشته نقدی است، در رابطه با آقای عبدالله مهتدی مسئول یکی از شعبات حزب کمونیست ایران بنام حزب کومه‌له کردستان و حضور وی در نشست دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا در کنار گروههای مختلف کرد و ایرانی از جمله گروههای پان‌ایرانیست.

بعد از انقلاب خلق های ایران در سال 1357و آغاز فعالیت علنی کومه‌له به رهبری زنده یاد کاک فواد مصطفی سلطانی یکی از بنیان گذاران و سردمداران جنبش کارگری, و سازماندهی اقشار مختلف مردم کردستان و تمرکز بر سازماندهی زحمتکشان و زنان و دعوت به مبارزه حق‌طلبانه مردم کردستان. در مدت کوتاهی نام ، عملکرد و محبوبیت کاک فواد، برای همیشه در خاطره مردم کردستان باقی ماند. در همین راستا، در مدت زمان کوتاهی کومه‌له توانست روزنة امیدی در دل اقشار مختلف مردم کردستان ایجاد و برای کارگران و زحمتکشان کردستان ایران جای دلگرمی و امید شود و افراد زیادی بخصوص از اقشار جوان و روشنفکر جامعة کردستان جذب جنبش کردستان شوند. حضور کاک فواد در عرصه‌های مبارزات مردمی و حضور وی در هدایت و رهبری چنبش کردستان دیری نپائید و در تقابل با نیروهای حکومت هار اسلامی جانباخت. بعد از جانباختن کاک فواد آقای عبدالله مهتدی به رهبری کومه‌له انتخاب شد.
آقای مهتدی و همفکران وی جنبش مردم کردستان را ابتدا با نقد پوپولیسم و دفاع از طبقة کارگر، از خصوصیات یک جنبش ملی و مترقی تهی و سپس با تقدیم کردن تشکیلات کومه‌له به خواستگاههای باند سهند به رهبری منصور حکمت، حضور آنها را برای کمک به پروسة تشکیل حزب کمونیست، و سرانجام برگزاری کنگره موسس مهیا ساختند. تشکیل حزب کمونیست در معنای واقعی بمثابه تسلط کامل منصور حکمت بر اجزای مختلف تشکیلات کومه‌له و تنزل قدرت رهبران سنتی کومه‌له بود.
بعد از پروسه‌ای طولانی از مبارزات سخت و پرتنش کومه‌له با حکومت اسلامی ایران، در طی سالهای متمادی و غلتیدن کومه‌له و حزب دمکرات به یک جنگ خانماسوز داخلی که به جانباختن بیش از ‌هشتصد پیشمرگ، زخمی و نقص‌عضو تعداد بسیار بیشتری از پیشمرگان دو طرف و تسلیم شدن هزاران پیشمرگ به رژیم اسلامی و در ادامه فروپاشی کومه‌له- در نتیجه اختلافهای داخلی و تقسیم شدن به شعبات مختلف، عبدالله مهتددی در نهایت رهبری راست‌ترین بخش را در میان جناحهای مختلف بعهده گرفت.
عبدالله مهتدی در راس جریانی جدید با نام حزب کومه‌له کردستان استراتژی خود را بر سوار شدن به تحولات و تغیرات منطقه‌ای بنیان نهاد و منتظر ماند تا شاید “تغاری بشکند، ماستی بریزد و جهان گردد بکام کاسه لیسان”. در ادامة این استراتژی، وی تاکتیکهای خود را به اتحاد به هر نیروئی که بتواند وی را به هدفش برساند قرار داد. بر اساس این امر بود که وی فعالیت خود را به اتحاد با گروههای گوناگون ایرانی و در میان آنها گروههای پان‌ایرانیستی و نوعا ضد ملی قرار داد.
شرکت در جلسات و نشست دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا نیز همانا در جهت همین اهداف تاکتیکی و استراتژیک است که در نهایت و در بهترین شکل ممکن می‌تواند کپی سیستم رنگ باخته و برشکسته کردستان باشور ‌باشد.
در پایان نیز جای دارد عنوان نمایم که آقایانی مانند کوروش کلهر و آقای مهتدی با روند و تاکتیک سیاسی و منفعت طلبانه ای که در پیش گرفتند تنها شان ملت کورد را پایین آورده و برای بسیاری از کوردها مایه شرم است که چنین افرادی که خود را کورد میپندارند، عنوان نماینده ملت کورد را بر خود نهند و نماینده باشند و دم از دفاع از حقوق ملت کورد بزنند، زیرا آنان که در ظاهر ادعای دفاع از حقوق مردم کردستان را دارند، بهتر است جای آنکه در زیر سایه پرچم بیگانه ادعای نمایندگی ملت کرد را کنند برای یکبار هم که شده دست دوستی را به سمت دیگر احزاب کردی دراز کنند و با تکیه بر حل اختلافات در یک جهت نسبتا” مشخص و در راستای منافع ملت خود گام بردارند، و با افتخار در زیر سایه پرچم کردستان ادعای نمایندگی از حقوق ملت کرد و مطالباتشان را بسرانجام برسانند.

علی فضلی(کوالی)

Likes(4)Dislikes(0)