کاکی رستم الماسی عضو رهبری سازمان یاری کورد:  پس از اینکه دیگر رژیم صدام و نیروی ایرانی که خود را برای رسیدن به قدرت به  جنگ عراق و ایران  و در  نهایت جنگ کویت و  در نهایت جنگ صدام با ملت کرد گره زده بود. در نتیجه جنگ امریکا در عراق، صدام و نیروهای ایرانی وابسته با رژیم بعث  زمین گیر شدند. عده ای از نیروهای که خود را به دروغ کمونیست و چریک فدائی (پیرو برنامه هویت) شاخه کردستان جا زده بودند یک شبهه رنگ عوض نمودند و برای اینکه بتوانند جای در کردستان باشور برای خود به دست آورند به مرد قدرت مند کردستان و عراق مام جلال طالبانی می رورند و از نیروی  کمونیستی جهان وطنی دو اتشە  تبدیل به نیروی می شوند و با کسی قول همکاری و کمک می دهند  که حرف اول در اتحادیه میهنی و منطقه سبز در دست او است.

در خیزش سال ١٩٩١ و در پی نا کار امدی رژیم بعث عراق، مردم کردستان عراق توانستند موقعییتی برای کنترل بخشی از مناطق کرد نشین بە وجود بیاورند کە تا بە امروز کماکان کردها خودشان قدرت را در دست دارند. قبل از خیزش 1991 باشور کردستان مرکزی برای خیلی  از احزاب سیاسی ایرانی  بود کە در منطقەی کردنشین عراق به کار سیاسی و نظامی خود علیه رژیم ادامه می داند. پس از حذف رژیم بعث و رابطه خوب احزاب باشور کردستان با ایران احزاب سراسری ایرانی و کردستانی  بە فکر چارە اندیشی و بقای خود افتادند و در حقیقت بدون توافق با پارتی و یکیتی دیگر امیدی برای ماندن در کردستان عراق وجود نداشت. برای احزاب سراسری ایرانی کار سخت تر از احزاب کردستانی بود و احزاب سراسری ایرنی هیچ امیدی برای ماندن در کردستان عراق  نداشتند.
 سازمان چریکھای فدایی کە  برا اثر انشعابات زیاد به چندین بخش انشعابی تبدیل شده بود و هر کدام از آنها سالها در کردستان پایگاه داشتند مجبور شدند کە کردستان عراق را ترک نمایند.  سازمان چریک های فدای خلقی پیرو برنامه ھویت یکی از این گروهھا بود کە حسین و سعید یزدانپناە مسئولیت بخش کردستانی انرا  با کمک های مالی مجاهدین خلق ایران که از صدام دریافت می شود اداره می کردند. این به ظاهر کمونیست های دو آتشه حال که زمین مبارزه سخت شده بود  در چنین فرصتی کە پیش امدە بود و باید برای حفظ بقای خویش کاری میکردند.  بنا بر گفته مسئولین هویت که به رمادی امده بودند دست به کودتا در تشکیلات می زنند و شب هنگام نیروی های مهدی سامع  را خلع سلاح می کنند و تمام مسئولین  و نیروهای فارس زبان را با دو ماشین بدون سلاح بە کرکوک می فرستند تا به قول آنها در امان باشند. و پس از چند روز و چراغ سبز جلال طالبانی در منطقه سبز ، برادران یزدانپناە با تماس با نیروهای خوش نامی که از احزاب جدا شده بودند و رابطه خوبی با یکیتی داشتند و خیلی از آنها در عملیاتهای زیادی همراه با یکیتی علیه رژیم بعث شرکت کرده بودند یک سازمانی کوردستانی که در شکل و محتوی نزدیک به یکیتی باشد و با شعار ما کرد ھستیم و خواستار دولت کردی  می باشیم وارد صحنه سیاسی شدند.
خیلی از کسانیکه در این تشکیلات جای خود را پیدا کردند. پیشمرگە های  عضو حزب دمکرات  بودند و به قول خودشان  بە خاطر تبعیض منطقەی و نوچه گرائی  کە در درون حزب ریشە دواندە بود و به جای تفکر سراسری و روژهلاتی به تفکر شمالی و جنوبی سقوط کرده بود جدا شده بود. اکثریت این نیروها از کامیاران تا مهران  آمده بودند . آنها شورش مردم کردستان  باشور را فرصتی دانستیند و برای تسکین دردهای درونی و مبارزاتی درونی خود اگر ھم موقتی شده با این حرکت جدید هماهنگ شدند که  جلال طالبانی قول کمک مالی و تسلیحاتی  به آنها داده بود شدند.  این نیرو که بیشتر آنها پیشمرکان یارسانی قدیمی بودند. در اولین خیزش در شھر رانیە به کمک یکیتی می روند  و در جنگھای شھری برای آزاد سازی مناطق کردنشین شرکت می کنند.   دیری نپاید کە اکثر مناطق کوردنشین در این جنگ های پارتیزانی به کنترل کردھا در امد. طبق اطلاعاتی که از این جنگ های باقی است خیلی از این پیشمرگان روژهلاتی یارسانی  در جنگ کرکوک و اکثر جنگھای دیگر مانند جنگ در پادگان خالد و جنگ در شاخ ازمر با شجاعتی  بە یاد ماندنی برای آزادی باشور جنگیدند. آنها  در آن زمان مورد تشویق رهبری یکیتی قرار گرفت.
در پی توقف جنگ امریکا و متحدانش در زمان بوش پدر و کمک مجاهدین خلق ایران در جبهه های مختلف بار دیگر ارتش از کار افتاده صدام توان حمله به دست اورد و خیلی از مناطق آزاد شده کردی را پس گرفت . در پی  بوجود امدن منطقەی پرواز ممنوع از سوی امریکا و متحدانش بالاخرە  نیروهای کردستانی تا حدی از حملەی ارتش عراق در امان باقی ماند و تا به امروز بر چند استان کردی فرمانروائی می کنند که در ان زمان به منطقه زرد و سبز معروف بود .
به خاطر جنگاوری در میدان نبرد نیروهایی که بە مبارزان کرد باشوری پیوسته بودند در قلا چولان در مقری که مام جلال طالبانی در انجا مقر داشت زبان زد خاص عام شده بود. در ان شرایط روزی حسین و کاک سعید یزدانپناە  به ان مقر رفته بودند و می خواستند تاسیس سازمانی کردی بە نام اتحادیە انقلابیون کوردستان  کە نامی آشنا برای مام جلال بود اعلام کنند نزد ایشان امدە بودند.  با توافق مام جلال این نام برای حرکت جدید روژهلاتی گذاشته شد.  پیشنھاد نیروهای پیشمرکی کە بە کردستان ایران تعلق داشتند  و در عملیات و مبارزات یکیتی شرکت می کردند این بود که در تاسیس سازمان تازە تاسیس شده شرکت فعال داشته باشند و مام جلال هم از این پیشنهاد استقبال نمود و به بعض از آنها سلاحهای فردی هدیه نمود.
این نیروها همراه با برداران یزدانپناه  از قلاچولان بە منطقەی رانیە بر گشتیند و فورا اعلام موجودیت اتحادیە انقلابیون کورستان نمودند . بعد از چند روز عملیات گردان بسام کە یکی از مجھزترین گردانھای دفاعی مرزی رژیم بود در یک عملیات به  فرماندهی یکی از نیروهای یارسانی دچار خسارت زیادی نمودند  . آنها پس از آن در عملیاتهای زیادی شرکت نمودند  .بعد از ان چندین عملیات  در منطقەهای سقز و مریوان  انجام دادند که همه این عملیاتهای نظامی که به فرماندھی  یک یارسانی کرمانشاهی بود نام این تشکیلات تازه را معروف نمود.
یەکیەتی شورشگیران کە نام کوردی اتحادیە انقلابیون کردستان است در ابتدا بە دست یارسانیان و تعدادی از کردها روژهلات و براداران یزدانپناه  و نیروهای روژهلاتی در تشکیلات یکیتی پایگذاری شد و این تشکل تلاش می کرد بە تمام ملت کرد ھماند ائین یاری که بە تمام کردستانیان تعلق دارد تعلق داشته باشد و جای برای مبازه همه آنها باشد و د یگر جای برای کردشمالی و جنوبی نباشد.
آقای سعید یزدانپناه به قتل می رسد و تا این زمان هنوز مسله قتل وی در پرده ای  ابهام است. بعضی قتل وی را مسائل شخصی و ناموسی و تعدادی آنرا ترور توسط رژیم جمهوری اسلامی توسط نیروهای کرد وابسته با احزاب باشور می دانند. پس از این شرایط بود که با کمال تاسف پس از چند سال  حسین یزدان پناه که حال رهبری تمام عیار جریان را دست گرفته بود تصمیم گرفت که به خاطر مسائل مختلف نام و منطقه ای و در زیر چتر مالی و سیاسی یکیتی کار کردن  را رها نمالید  و مقر خود را جا گذاشتند و از منطقه سبز به سمت منطقه زرد رفتند .  با رفتن همه چیز را باید عوض می کردند چون رئیس جدید با نامی که داشتند و یادی از مام جلال و یکیتی بود به کام پارتی خوش نیامد و تاریخ مصرف آن نام برای پول در آوردند و رئیس عوض کردن به پایان رسید بود  و  دیگر به درد منطقه زرد  و رئیس مالی جدید نمی خورد و انرا به نام پارت آزادی کردستان که مخفف پاک است عوض نمودند.
در طول همه این سالها تعدادی از نیروهای که خود را وفادار به ارمانهای اتحادیە انقلابیون کردستان می دانند پرچم این تشکل را بر زمین نگذاشته و در حد توان خود برای اهداف اولیه آن تلاش و کوشش نمودند و در  بیستم سال تاسیس این جریان کردی این تشکل بار دیگر با  باز گشت دوبارە این جریان به صاحبان اصلی خود یارسانیانی که برای ان در مرحله اولیه جنگیدن و ملت روژهلات کردستان نوید یک کار مشترک با تشکل یاری کورد داده اند. نوید یک اتحاد و همبستگی در بین نیروهای روژهلاتی که باعث پیوند شمال با جنوب است و عرصه لهجه و منطقه را دیگر قبول ندارد و به روژهلاتی ها در سراسر ایران  از ماکو تا مهران و از کرمانج خراسان تا شمال و قزوین و کرج  فکر می کنند و منافع همه آنها برایشان مهم است .
اتحادی که دیگر تلاش برای آزادی روژهلات و به دست آوردن حقوق هر کردی در جای جای ایران است و نه نوچه گرای و شمالی و جنوبی را بیماری گذشته می داند
امیدوارم که این حرکت و فعالیت بیشتر این دو جریان که اتحاد نموده اند. راه را برای ترور داخلی ببندد و هر نیروی بتواند بصورت آزاد تا انجا که توان دارد مبارزه کند و انجا که اعلام کرد می خواهد به هر دلیل برود پس از تشکر از فعالیت های گذشته با وی دوستانه خداحافظی کنند.
Likes(5)Dislikes(0)